گناباد: تفاوت بین نسخه‌ها

۱۸۰ بایت اضافه‌شده ،  ۹ سال پیش
جز
جز
==گفتاورد==
===شعر===
*«دو سالار هر دو ز كينه بدرد/همي روي بر گاشتند از نبرد/يكي سوي كوه گنابد برفت/يكي سوي ريبد خراميد تفت»
**''[[فردوسی]]''
 
 
===نثر===
*حتی امروزه هم قنوات در ایران از اهمیت بسیار بالایی برخوردار هستند؛ تخمین های متفاوتی که در دهه ی ۶۰ میلادی صورت گرفت میزان آب حاصله از قنوات ایران را درحدود ۲۰ میلیارد متر مکعب نشان داد؛ یعنی تقریبا چهارده برابر کل آب موجود در اسرائیل. برخی از این قناتها بسیار خارق العاده هستند از جمله قناتهای گناباد که عمق بعضی مادر چاههایشان به ۳۰۰ متر هم می رسد. اگرچه اغلب قنوات دیگر اصلا به این اندازه شگفت انگیز نیستند باز همین نکته که یک قنات معمولی حدودا ۱۵ لیتر بر ثانیه آب به دست دهد، دهها کیلومتر طول داشته باشد و سفره ی زیرزمینی اش ۴۰ متر زیر زمین باشد خود به ما می فهماند گذشتگان چه تلاش ها کرده اند تا از بلای خشکسالی رهایی یابند.”
**''ج. س. ویلکینسن، محقق و قنات شناس غربی،''
 
*«در عصر سلجوقيان يك نهضت مسجدسازي[[مسجد]]سازي به راه افتاده بود كه در ابتداي شروع اين نهضت مسجد جامع شهر گناباد ساخته شده است.‌اين [[مسجد]] داراي دو ايوان است كه‌ در سال 609 هجري قمري ساخته شده است.در زلزله‌هاي مختلف از قبيل زلزله سال 1347 اين [[مسجد]] تخريب و دوباره بازسازي شده است. محراب اين مسجد در زمان حضور اهل تسنن ساخته شده است و هنگامي كه شيعه‌ها به اين سرزمين آمده‌اند محراب اين مسجد[[مسج]]د را به سمتي شرقي‌تر تغيير داده شده و يك سري تغييراتي در اين محراب انجام شده است.محراب اين مسجد به صورت گچ‌بري ساخته نشده است بلكه محراب اين مسجد به صورت قالبي ساخته شده است. »
*نگاهی به فرآیند شهرسازی در تمدن های کهن داشته باشیم. باستان شناسان وقتی سیر تکوینی یک جامعه را بررسی می کنند دیده اند معمولا جامعه ها در کنار یک رودخانه شکل می گیرند و بزرگ می شوند مانند بین النهرین، شهرهای کنار سند ، رودخانه نیل و … یا در فرمی دیگر در کنار چشمه ها یا آب های جاری مردم جمع می شدند و جامعه ابتدایی خود را گسترش می دهند تا شهرها ایجاد شود مانند نیشابور که در کنار آب جاری بینالود ساخته شده است.
اما در گناباد ثابت شده نه رودخانه ای وجود داشته است و نه چشمه ای بوده است که گروه های انسانی در گرداگرد آن جمع شوند. پس چه اتفاقی افتاده است؟ مردم کم کم دور چه پدیده ای سازمان یافته اند . و اینجا است که استثنای تاریخی شکل می گیرد. در این محل اول قناتی ساخته اند و در مرحله دوم آنجا ساکن شده اند. این از عجایب و شگفتی بشر است.
**''رجبعلی لباف خانیکی''
 
 
*گناباد " کنابد" است. در سرتاسر شاهنامه نیز به همین نام آمده است. کنابد از دو واژه کنا+ بُد یا بَد تشکیل شده است. کنا به معنای قنات است. بد به معنی دارنده است (ارتشبد و سپهبد) .پس کنابد یعنی قنات آباد. در لغت نامه پهلوی به فارسی نیزگناباد را کناوات گفته است. وات به معنای دارایی و صاحب است. از سوی دیگر ریشه کلمه قنات نیز کنات است.
*«حتی امروزه هم قنوات در [[ایران]] از اهمیت بسیار بالایی برخوردار هستند؛ تخمین های متفاوتی که در دهه ی ۶۰ میلادی صورت گرفت میزان آب حاصله از قنوات [[ایران]] را درحدود ۲۰ میلیارد متر مکعب نشان داد؛ یعنی تقریبا چهارده برابر کل آب موجود در اسرائیل. برخی از این قناتها بسیار خارق العاده هستند از جمله قناتهای گناباد که عمق بعضی مادر چاههایشان به ۳۰۰ متر هم می رسد. اگرچه اغلب قنوات دیگر اصلا به این اندازه شگفت انگیز نیستند باز همین نکته که یک قنات معمولی حدودا ۱۵ لیتر بر ثانیه آب به دست دهد، دهها کیلومتر طول داشته باشد و سفره ی زیرزمینی اش ۴۰ متر زیر زمین باشد خود به ما می فهماند گذشتگان چه تلاش ها کرده اند تا از بلای [[خشکسالی]] رهایی یابند.»
**''ج. س. ویلکینسن، محقق و قنات شناس غربی،''
 
 
*«نگاهی به فرآیند شهرسازی در تمدن های کهن داشته باشیم. باستان شناسان وقتی سیر تکوینی یک جامعه را بررسی می کنند دیده اند معمولا جامعه ها در کنار یک رودخانه شکل می گیرند و بزرگ می شوند مانند بین النهرین،النهرین([[دجله]] و [[فرات]])، شهرهای کنار [[سند]] ، رودخانه [[نیل]] و … یا در فرمی دیگر در کنار چشمه ها یا آب های جاری مردم جمع می شدند و جامعه ابتدایی خود را گسترش می دهند تا شهرها ایجاد شود مانند [[نیشابور]] که در کنار آب جاری [[کوه بینالود|بینالود]] ساخته شده است.اما در گناباد ثابت شده نه رودخانه ای وجود داشته است و نه چشمه ای بوده است که گروه های انسانی در گرداگرد آن جمع شوند. پس چه اتفاقی افتاده است؟ مردم کم کم دور چه پدیده ای سازمان یافته اند . و اینجا است که استثنای [[تاریخ]]ی شکل می گیرد. در این محل اول قناتی ساخته اند و در مرحله دوم آنجا ساکن شده اند. این از عجایب و شگفتی بشر است.»
**''رجبعلی لباف خانیکی''
 
 
*در عصر سلجوقيان يك نهضت مسجدسازي به راه افتاده بود كه در ابتداي شروع اين نهضت مسجد جامع شهر گناباد ساخته شده است.‌اين مسجد داراي دو ايوان است كه‌ در سال 609 هجري قمري ساخته شده است.در زلزله‌هاي مختلف از قبيل زلزله سال 1347 اين مسجد تخريب و دوباره بازسازي شده است. محراب اين مسجد در زمان حضور اهل تسنن ساخته شده است و هنگامي كه شيعه‌ها به اين سرزمين آمده‌اند محراب اين مسجد را به سمتي شرقي‌تر تغيير داده شده و يك سري تغييراتي در اين محراب انجام شده است.محراب اين مسجد به صورت گچ‌بري ساخته نشده است بلكه محراب اين مسجد به صورت قالبي ساخته شده است.
*«گناباد " کنابد" است. در سرتاسر شاهنامه نیز به همین نام آمده است. کنابد از دو واژه کنا+ بُد یا بَد تشکیل شده است. کنا به معنای قنات است. بد به معنی دارنده است (ارتشبد و سپهبد) .پس کنابد یعنی قنات آباد. در لغت نامه پهلوی به فارسی نیزگناباد را کناوات گفته است. وات به معنای دارایی و صاحب است. از سوی دیگر ریشه کلمه قنات نیز کنات است.»
**''رجبعلی لباف خانیکی''
 
 
*گناباد شهر بزرگي است در شمال خاوري تون كه ابن حوقل آنرا (ينابذ) و مقدسي(جناود) ناميده‌اند و باشكال ديگر هم خوانده شده).ساختمانهاي اين شهر در قرن چهارم از گل بود، هفتاد دهكده داشت و آبش از كاريز حاصل ميشد. ياقوت گويد آنرا گنابذ گويند، بجاي جنابذ. حمدالله مستوفي گويد: (جنابذدر تلفظ گنابد گويند شهري كوچك است بهتر از خور چند موضع توابع دارد واو را قلعه‌اي است كه پسر گودرز ساخته است و حصارهاي محكم دارد چنانكه از بالاي آن تل ريگ تا غايت ديه‌ ها و ولايتها مجموع در نظر باشد اما هرگز آن ريگ در باغات نمي‌آيد و آبش از كاريز است و چهار فرسنگ درازي كاريز است و چاه آن تخميناً هفتصد گز باشد و بيشتر كاريزها همچنين عميق باشد و كاريزها از طرف جنوب به شمال ميرود و قلعه‌اي بر دو طرف آنست يكي را قلعه خواشير گويند و ديگري را قلعه درجان. حاصلش غله و ميوه و ابريشم نيكو و فراوان باشد
 
*''لسترنج مستشرق انگليسي ـ1933- 1854 ميلادي(جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي تأليف لسترنج، ترجمه محمود عرفان، تهران 1337، ص 384.)''
*«گناباد شهر بزرگي است در شمال خاوري تون كه ابن حوقل آنرا (ينابذ) و مقدسي(جناود) ناميده‌اند و باشكال ديگر هم خوانده شده).ساختمانهاي اين شهر در قرن چهارم از گل بود، هفتاد دهكده داشت و آبش از كاريز حاصل ميشد. ياقوت گويد آنرا گنابذ گويند، بجاي جنابذ. حمدالله مستوفي گويد: (جنابذدر تلفظ گنابد گويند شهري كوچك است بهتر از خور چند موضع توابع دارد واو را قلعه‌اي است كه پسر گودرز ساخته است و حصارهاي محكم دارد چنانكه از بالاي آن تل ريگ تا غايت ديه‌ ها و ولايتها مجموع در نظر باشد اما هرگز آن ريگ در باغات نمي‌آيد و آبش از كاريز است و چهار فرسنگ درازي كاريز است و چاه آن تخميناً هفتصد گز باشد و بيشتر كاريزها همچنين عميق باشد و كاريزها از طرف جنوب به شمال ميرود و قلعه‌اي بر دو طرف آنست يكي را قلعه خواشير گويند و ديگري را قلعه درجان. حاصلش غله و ميوه و ابريشم نيكو و فراوان باشد
**''لسترنج مستشرق انگليسي ـ1933- 1854 ميلادي(جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي تأليف لسترنج، ترجمه محمود عرفان، تهران 1337، ص 384.)''
==پیوند به بیرون==
{{شهرها}}
[[رده:شهرها]]
[[رده:شهرهای ایران]]
۹۵۸

ویرایش