باز کردن منو اصلی

تغییرات

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است.، ۹ سال پیش
جز
ربات:تصحيح ي و ک
* «به نفرین سگ، نان در تنور نمی‌افتد.»
 
* «تازی كهکه پیر شد، از [[آهو]] حساب می‌برد.»
 
* «حرف او و چاقوی جیب سگ یکی است»
* «سگ در حضور به از برادر دور.»
 
* «سگ در خانهٔ صاحبش پارس می كندکند
 
* «سگ در خانهٔ صاحبش [[شیر|شیره]].»
* «سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه.»
 
* «سگ را پیش یوز ادب می‌كندمی‌کند»
 
* «سگ را چو در تنگی بگیرند بگزد»
* «سگ را که چاق کنند هار می‌شه.»
 
* «سگ را میزند كهکه [[شیر]] هوای كارکار خود را داشته باشد.»
 
* «سگ زرد برادر [[شغال|شغاله]].»
* «سگ که چاق شد گوشتش خوراکی نمی‌شه.»
 
* «سگ كهکه سیر شد سركشسرکش می‌شود»
 
* «سگ گر و قلاده زر؟»
* «سگ، گوشت سگ را نمی‌خورد.» ''[[ضرب‌المثل‌های ارمنی|ضرب‌المثل ارمنی]]''
 
* «سگ لاید و كاروانکاروان گذرد»
 
* «سگ لاینده گیرنده نباشد.»
* «سگی که پارس کنه، نمی‌گیره.»
 
* «سگی كهکه پارس می‌كندمی‌کند گاز نمی‌گیرد.»
 
* «[[شغال]] بیشه مازندران را نگیرد جز سگ مازندرانی»
 
* «كاهکاه را پیش سگ و استخوان را پیش [[خر]] می‌ریزد.»
 
* «کله‌پز برخاست سگ جایش نشست»
* «مواظب باش سگ پاچه‌ات را نگیرد.»
 
* «نه خود خورد، نه كسکس دهد؛ گـَنده شود، به سگ دهد.»
 
== سگ در شعر فارسی ==
** ''[[ناشناس]]''
 
* «با بدانديشبداندیش هم نكویینکویی كنکن// دهن سگ به لقمه دوخته به»
** ''[[سعدی]]''
 
** ''[[ادیب پیشاوری]]''
 
* «بخت بد با كسیکسی كهکه یار بود// سگ گزدش ار [[شتر]] سوار بود»
** ''[[ناشناس]]''
 
** ''[[خاقانی]]''
 
* «چه خوش گفت آن نهاوندی به طوسی// كهکه مرگ [[خر]] بود سگ را عروسی»
** ''[[نظامی]]''
 
* «زان‌همه بانگ و علا‌لای سگان// هیچ واماند ز راهی كاروان؟کاروان؟»
** ''[[مولوی]]''
 
* «سگ آن به كهکه خواهندهٔ نان بود// چو سیرش كنیکنی دشمن جان بود»
** ''[[سعدی]]''
 
* «سگ اصحاب كهفکهف روزی چند// پی نیكاننیکان گـرفت مردم شد»
** ''[[سعدی]]''
 
* «سگ بر آن آدمی شرف دارد// كهکه چو [[خر]] دیده بر علف دارد»
** ''[[نظامی]]''
 
* «سگ به [[دریا|دريایدریای]] هفتگانه مشوی// كهکه چو تر شد پليد‌ترپلید‌تر باشد»
** ''[[سعدی]]''
 
** ''[[نظامی]]''
 
* «سگ گیرنده چون دندان كندکند باز// تو حالی استخوانی پیشش انداز»
** ''[[سعدی]]''
 
** ''[[فردوسی]]''
 
* «سگ هماره حمله بر مسكينمسکین كندکند// تا تواند زخم بر مسكينمسکین زند»
** ''[[مولوی]]''
 
* «شبان [[بره]] آن به كهکه دارد نگاه// از آن سگ كهکه با [[گرگ]] شد آشنا»
** ''[[ابن ‌یمین]]''
 
** ''[[نظامی]]''
 
* «كهکه سگ را به خانه دلیری بود// چو بیگانه شد، بانگ او كمکم شود»
** ''[[فردوسی]]''
 
** ''[[سنایی]]''
 
* «مر سگان را عید باشد مرگ [[اسب]]// روزی وافر بود بی جهد و كسبکسب»
** ''[[مولوی]]''
 
* «مهتاب كهکه نور پاكپاک دارد// از بانگ سگی چه باكباک دارد»
** ''[[مولوی]]''
 
* «مه فشاند نور و سگ عوعو كندکند// هركسیهرکسی بر خلقت خود می‌تند»
** ''[[مولوی]]''
 
* «كیکی شود [[دریا]] به پوز سگ نجس// كیکی شود خورشید از پف منطمس»
** ''[[مولوی]]''
 
۴۹۶

ویرایش