باز کردن منو اصلی

تغییرات

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است.، ۸ سال پیش
جز
ربات:تصحيح ي و ک
 
=== دیوان اشعار ===
* «آن مصر مملكتمملکت كهکه تو ديدیدیدی خراب شد// وآن نيلنیل مكرمتمکرمت كهکه شنيدیشنیدی سراب شد»
* «از مزاج اهل عالم مردمی كمکم جوی از آنكآنک// هرگز از كاشانهکاشانه كركسکرکس همايیهمایی برنخاست»
* «باور نكردمینکردمی كهکه رسد سوی كوه،کوه، كوهکوه// مـردم رسد به‌مردم باور بكردمیبکردمی// كوهیکوهی بود تنم كهکه بدو كـوهکـوه غم رسيدرسید// من مردمم چرا نرسيـدمنرسیـدم به‌مردمی»
* «جان صرف كندکند در [[آرزو]]یم// گر خود همه شيرشیر مرغ جویم»
* «خصم تو كورکور و تو آئينهآئینه// كورکور آئينهآئینه شناسد؟ هيهاتهیهات»
* «دورنگی ِ شب و روز ِ سپهر بوقلمون// پرند عمر تورا می‌برند رنگ و بها»
* «همتت در جهان نمی‌گنجد// هفت [[دریا]] سـبو نمی‌دارد»
 
=== امثال و حکم - دهخدا ===
* «[[خر|خركیخرکی]] را به‌عروسی خواندند// خر بخنديدبخندید و شد از قهقهه سست// گفت من [[رقص]] ندانم به‌سزا// مطـربی نيزنیز ندانم به‌درست// بهر حمالی خواننـد مرا// كآبکآب نيكـونیکـو كشـمکشـم و هيـزمهیـزم چست»
* «[[شیر]] برفینم، نه‌آن شیری که بینی صولتم// [[گاو]] زرینم، نه‌آن گاوی که یابی عنبرم»
* «نشاید بردن اندُه را به‌اندوه// نشاید کوفت آهن جز به‌آهن»
* «وصل تو بی‌هجر توان ديدنیدیدنی// گوشت جدا كیکی شود از استخوان.»
 
=== قصیده ایوان مدائن از دیوان خاقانی ===
* «ما بارگه دادیم، ايناین رفت ستم برما// بر قصر ستم‌کاران گوئی چه‌رسد خزلان»
 
=== قصیدهٔ اصفهان ===
* «نکهت حور است يایا صفای [[اصفهان|صفاهان]]// جبهت جوز است يایا لقای صفاهان// ديودیو رجيم،رجیم، آن‌که بود دزد بيانمبیانم// گر دم طغيانطغیان زد از همای صفاهان// او به‌قيامتبه‌قیامت سپيدرویسپیدروی نخيزدنخیزد// زانکه سيهسیه بست برقفای صفاهان// اهل صفاهان مرا بدی زچه گويندگویند// من چه خطا کرده‌ام بجای صفاهان...// کردهٔ ِ قصار، پس عقوبت حداد// ايناین [[ضرب‌المثل|مثل]] است آن ِ اوليایاولیای ِ صفاهان»
 
== بدون منبع ==
* «سخن آن بود کز اول نهاد استاد خاقانی// به مهمانخانه گیتی پی دانشوران خوانش»
** ''[[عبدالرحمن جامی]]''
* «کيستکیست که پيغامپیغام من به‌سوی شروان برد// يکیک سخن ازمن بدان مرد سخندان برد// گويدگوید خاقانياخاقانیا! اين‌همهاین‌همه ناموس چيستچیست// نه هرکه دو بيتبیت گفت، لقب زخاقان برد»
** ''[[جمال‌الدین عبدالرزاق]]''
* «همی گفتم که خاقانی دريغادریغا گوی من باشد// دريغادریغا من شدم آخر دريغادریغا گوی خاقانی»
** ''[[نظامی]]''
 
۴۹۶

ویرایش