رمضان: تفاوت بین نسخه‌ها

۴٬۰۹۰ بایت اضافه‌شده ،  ۱۰ سال پیش
*«مرحبا نو شدن و آمدن عید صیام / حبذا واسطهٔ عقد شهور و ایام / خرم و فرخ و میمون و مبارک بادا / بر خداوند من آن صدر کرم فخر کرام»
**''انوری''
 
*«رمضان آمد و شد کار صراحی از دست / بدرستی که دل نازک ساغر بشکست // من که جز باده نمی‌بود بدستم نفسی / دست گیرید که هست این نفسم باد بدست // آنکه بی مجلس مستان ننشستی یکدم / این زمان آمد و در مجلس تذکیر نشست // ماه نو چون ز لب بام بدیدم گفتم / ایدل از چنبر این ماه کجا خواهی جست // در قدح دل نتوان بست مگر صبحدمی / که تو گوئی رمضان بار سفر خواهد بست // خون ساغر بچنین روز نمی‌شاید ریخت / رک بربط بچنین وقت نمی‌باید خست // ماه روزه ست و مرا شربت هجران روزی / روز توبه‌ست و ترا نرگس جادو سرمست // هیچکس نیست که با شحنه بگوید که چرا / کند ابروی تو سرداری مستان پیوست // وقت افطار بجز خون جگر خواجو را / تو مپندار که در مشربه جلابی هست»
**''خواجوی کرمانی''
 
*«ز بسکه در رمضان سخت گفت عالم شهر / چو آبگینه دل نازک قدح بشکست»
**''خواجوی کرمانی''
 
*«رمضان میکده را بست خدا داند و بس / تا ز یاران که به عید رمضان خواهد بود»
**''هاتف اصفهانی''
 
*«دی بر سر گور ذله غارت گردم / مر پاکان را جنب زیارت کردم // شکرانهٔ آنکه روزه خوردم رمضان / در عید نماز بی طهارت کردم»
**''ابوسعید ابوالخیر''
 
*«چنان به عهد وی امساک شد قبیح که هست / حرام در نظر عقل روزهٔ رمضان»
**''محتشم کاشانی''
 
*«هفتصد و سه سال بر گذشته ز هجرت / روز نگفتیم و لیل، مه رمضان بود»
**''سیف فرغانی''
 
*«می حرام است خاصه در رمضان / جز بر آن لعل لب که میگون است»
*''فروغی بسطامی''
 
*«گذشت روزه و سرما رسید عید و بهار / کجاست ساقی ما گو بیا و باده بیار / صباح عید بده ساغریکه در رمضان / بسوختیم ز تسبیح و زهد و استغفار»
**''عبید زاکانی''
 
*«در رمضان و رجب مال یتیمان خوری / روزه به مال یتیم مار بود در سله»
**''سنایی''
 
*«ز قحط کاه بود ماه در امساک / چو روزه‌دار دهن بسته در مه رمضان»
**''محتشم کاشانی''
 
*«تشنهٔ سوخته در چشمهٔ روشن چو رسید / تو مپندار که از سیل دمان اندیشد // ملحد گرسنه و خانهٔ خالی و طعام / عقل باور نکند کز رمضان اندیشد»
**''سعدی''
 
*«خورشید و ستارگان و بدر ما اوست / بستان و سرای و صحن و صدر ما اوست // هم قبله و هم روزه و صبر ما اوست / عید رمضان و شب قدر ما اوست»
**''مولوی''
 
*«دل گرسنهٔ عید تو شد چون رمضان / وز عید تو شد شاد و همایون رمضان // وانگه عمل کمان به مو وابسته است / گر مو شود اندیشه نگنجد به میان»
**''مولوی''
 
*«مشو از صحبت بی برگ و نوایان غافل / که شب قدر نهان در رمضان می‌باشد»
**''سنایی''
 
*«بردن غم ز دل خسته دلی در میزان / به ز صوم رمضانست بشعبان بردن»
**''فیض کاشانی''
 
*«ماه رمضان رفت، دگر عذر میارید / خیزید و می‌آرید که عیدست و خزان است»
**''سلمان ساوجی''
 
*«اندر رمضان خاک تو زر میگردد / چون سنگ که سرمهٔ بصر میگردد // آن لقمه که خورده‌ای قذر میگردد / وان صبر که کرده‌ای نظر میگردد»
**''مولوی''
 
==بدون منبع==
۴۹۵

ویرایش