باز کردن منو اصلی

تغییرات

بدون خلاصه ویرایش
۲-کانون احساس تعلق مشترک: نیاز دیگر انسان این است که احساس تعلقی به جایی داشته باشد.انسان از آزادی مطلق وحشت دارد.چون اگر انسان آزادی مطلق داشته باشد نسبت به هر کاری احساس مسولیت می‌کند و خود را نسبت به آن پاسخگو می‏داند.ولی اگر خود را تابع حکم فرد یا گروه و یا مجموعه دستورهای دینی و آیینی بداند ٬ مسولیتها را بر عهده آمر و ناهی انداخته ٬خود را از مسولیت ها و جواب گویی به مسائل مختلف رها میسازد.انسان از آزادی میگریزد؛چون می خواهد در دام مسولیت که لازمه آزادی است نیفتد.از انجا که انسان همواره به سراغ کانون سرسپردگی و تعلق می‌رود بازار دیکتاتوری حاکمان بسیار رونق دارد.دیکتاتوری‏ها گرچه از انسان سلب آزادی می‏کند؛ولی از این نظر که بار مسولیت اعمال آنها را بر عهده می‌گیرند موجب سرسپردگی خواهند بود.سپس انسان برای توجیه این سرسپردگی متوجه دین می‌شود و بخش فقه و اخلاق این کانون سرسپردگی را بیان می‌کند.
 
از طرف دیگر ادیان دیکتاتور چون احکام بیشتری دارند این دو نیاز را بهتر و به خوبی تامین می‌کنند ولی ادیان انسان گرا گرچه به حق هستند ولی در برابر ادیان دیکتاتور و خودکامه رونقی ندارند. در خلاصه فروم ابراز می‌دارد که دین خاستگاه اجتماعی دارد زیرا دین به انسانها دید مشترک و حس تعلق خاطر مشترک می‌دهد و هر اجتماعی یه این دو عامل نیاز دارد؛لذا دین در خدمت نیازهای جامعه است.وبرای تامین بخشی از نیازهای انسان پدیدار گردیده است.[۳]--[[کاربر:MEPHISTO|mephisto]] ‏۸ فوریه ۲۰۱۰، ساعت ۱۰:۲۴ (UTC)
 
 
۲۱

ویرایش