باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
==بدون منبع==
* «آن که به نبوغ خویش وقعی نمی‌نهد و در بند آن است که مطبوع طبع کوته‌فکران جلوه کند نزد من مقام و منزلتی ندارد.»
* «.»
* «اگر مردم می‌دانستند برای مقام استادی چه رنج‌ها برده‌ام و چه روزها و چه شب‌ها جان کنده‌ام هرگز از دیدن شگفتی‌های [[هنر|هنری‌ام]] متعجب نمی‌شدند.»
 
* «با کمتر از آن زحماتی که برای پوشاندن عادات زشت خود تحمل می‌کنیم، می‌توانیم ترک عادت کنیم.»
* «بلندنظر باشید و هدف‌های بزرگ تعیین کنید.»
 
* «بهترین دستور زندگی این است که انسان اعتماد به نفس داشته باشد و در پرتو سعی و جدیت به مقام و منزلتی برسد.»
* «بلندنظر باشید و هدف‌های بزرگ تعیین کنید.»
* «تا زمانی که ننگ و جنایت دوام دارد، هیچ‌ندیدن و هیچ‌نشنیدن برای من منتهای خوشبختی است.»
 
* «تمام وعده و نویدهای دنیا، فریبی بیش نیست و بهترین دستور زندگانی این است که اعتماد به نفس داشته باشی و در پرتو سعی و مجاهدت خود به مقامی برسی.»
* «بهترین دستور [[زندگی]] این است که انسان اعتماد به نفس داشته باشد و در پرتو سعی و جدیت به مقام و منزلتی برسد.»
* «صلح ناحق بهتر از [[جنگ]] محق است.»
 
* «صلح و آرامش را فقط در جنگل می‌توان یافت.»
* «تا زمانی که ننگ و جنایت دوام دارد، هیچ‌ندیدن و هیچ‌نشنیدن برای من منتهای خوشبختی است.»
* «[[عشق]]، آدمی را به کمال می‌رساند.»
 
* «موسیقی برای آواز و نقاشی برای منظره، مانند شعر است برای کلمات، اما آنجا که موسیقی و شعر در فهماندن احساسات رقیق بشری کوتاه می‌آیند و در [[هنر]] خویش فرو می‌مانند، نوبت نقاشی شروع می‌شود. در بسیاری از موارد چیزی که پرده نقاشی به ما می‌فهماند، یک میلیون کلمه به ادای آن قادر نیست.»
* «تمام وعده و نویدهای دنیا، فریبی بیش نیست و بهترین دستور [[زندگی|زندگانی]] این است که اعتماد به نفس داشته باشی و در پرتو سعی و مجاهدت خود به مقامی برسی.»
* «نقاشی کن و زمان را از دست مده.»
 
* «در تکه سنگی فرشته ای دیدم، آنقدر سنگ را تراشیدم تا فرشته را آزاد کردم.»
* «[[صلح]] ناحق بهتر از [[جنگ]] محق است.»
 
* «[[صلح]] و آرامش را فقط در جنگل می‌توان یافت.»
 
* «[[عشق]]، آدمی را به کمال می‌رساند.»
 
* «[[موسیقی]] برای آواز و نقاشی برای منظره، مانند [[شعر]] است برای کلمات، اما آنجا که موسیقی و شعر در فهماندن احساسات رقیق بشری کوتاه می‌آیند و در [[هنر]] خویش فرو می‌مانند، نوبت نقاشی شروع می‌شود. در بسیاری از موارد چیزی که پرده نقاشی به ما می‌فهماند، یک میلیون کلمه به ادای آن قادر نیست.»
 
* «نقاشی کن و زمان را از دست مده.»
 
* «در تکه سنگی فرشته ایفرشته‌ای دیدم، آنقدر سنگ را تراشیدم تا فرشته را آزاد کردم.»
 
== درباره میکل‌آنژ ==