یوهان سباستین باخ: تفاوت بین نسخه‌ها

جز
جز (ربات افزودن: lt:Johanas Sebastianas Bachas)
 
== درباره یوهان سباستین باخ ==
* «آنچه راجع به آثار [[زندگی]] او برای گفتن دارم: شنیدن، نواختن، [[عشق|عشق]]‌ورزیدن، محترم‌داشتن و خفه‌شدن است.»
** ''[[آلبرت اینشتین]] ۱۹۲۸ در یک همه پرسی''
 
* «او خالق هارمونی است.»
** ''[[بتهوفن]]''
 
* «باخ آغاز و پایانی بر [[موسیقی]] است.»
** ''[[ماکس روجر]]''
 
* «باخ را نباید باخ (جویبار) نامید، او را باید [[دریا]] نام نهاد.»
** ''[[بتهوفن]]''
 
* «تعبیر من این‌گونه‌است: توگویی همآهنگی جاودانه با خود رمز حیات باز می‌گوید، بدان‌گونه که در آستان کبریائیش، پیش از آفرینش کائنات طنین افکند. بدان‌گونه نیز در وجود من پویشی آغاز کرد که گویی نه چشمی، نه گوشی نه حواسی دیگر در من است و نه به آنها نیازی دارم.»
** ''[[یوهان ولفگانگ گوته]] به کارل فریدریش سلتر''
 
* «در همین هفته سه‌بار «رنج مسیح به روایت متای مقدس» را شنیدم، وهر بار همان احساس تحسین‌برانگیز، وجودم را تسخیر کرد. هرکس مسیحیت را از یاد برده، با شنیدن این قطعه به فضای روحانی آن باز می‌گردد.»
** ''[[فریدریش نیچه]]''
 
* «سرانجام به چیزی که بتوان از او چیزی آموخت، دست یافتم.»
** ''[[موتزارت]]''
 
* «فرشتگان هرگاه برای پروردگار می‌نوازند، قطعه‌ای از باخ انتخاب می‌کنند، اما برای همدیگر [[موتزارت]] اجرا می‌کنند.»
** ''[[عیسایا برلین]]''
 
* «ما همه در مقابل او مبتدی هستیم.»
** ''[[روبرت شومان]]''
 
* «ممکن است یک آهنگساز به خدا اعتقاد نداشته باشد، اما همه به باخ اعتقاد دارند.»
** ''[[بلا بارتوک]]''
 
* «من از صمیم قلب اعلام می‌کنم که آثار باخ را با علاقه می‌نوازم، زیرا اجرای یک «فوگ» خوب هیجان‌انگیز است، اما من در او استعدادی خلاق نمی‌بینم.»
** ''[[چایکوفسکی]]، ۱۸۷۹''
 
* «[[موسیقی]] باخ متعلق به تمام دوران‌ها است.»
** ''[[استینگ]]''
* «هرکه نوای او را نشنیده، خیلی چیزها را نشنیده‌است.»
۸٬۷۶۴

ویرایش