تفاوت میان نسخه‌های «نورالدین کیانوری»

2 ويرايش به وسيله? Nikrouz kianouri (بحث) واگرداني شد: مقاله ایجاد نکنید و از ارجاع نامعتبر خودداری کنید. (توينکل)
(2 ويرايش به وسيله? Nikrouz kianouri (بحث) واگرداني شد: مقاله ایجاد نکنید و از ارجاع نامعتبر خودداری کنید. (توينکل))
برچسب: خنثی‌سازی
 
== گفتاوردها ==
 
==خانواده==
'[[w:نورالدین کیانوری|نورالدین کیانوری]] (۱۲۹۴ در بلده – ۱۳۷۸ در تهران) معمار و رهبر سیاسی [[ایرانی]] ( متولد ۱۲۹۴ در [[w:بلده|بلده]] در [[w:شهرستان نور|شهرستان نور]]، [[w:مازندران|مازندران]] است. نورالدین در واقع او در خانواده‌ای به دنیا آمده بود که چندین نسل سیاست‌ورز بودند. والدینش [[w:شیخ مهدی نوری|شیخ مهدی نوری]] و زهرا سلطانی نوری بودند. او نوهٔ [[شیخ فضل‌الله نوری]] و دختر [[میرزا حسین نوری]]<ref>در منابع مختلف دو نام فائزه یا سکینه برای همسر شیخ فضل االله نوری دختر میرزا حسین نوری نوشته شده.</ref> بود. مهدی پدرش از فعالین سیاسی و از رادیکال‌ترین مشروطه‌خواهان بود. پدر در یک شب زمستانی به ضرب گلوله از پشت به قتل رسید و وظیفه بزرگ کردن او به دوش خواهران و برادران بزرگش افتاد. وی در سال ۱۳۲۳ با [[w:مریم فیروز|مریم فیروز]] (۱۲۹۲ ه‍.ش در کرمانشاه – ۱۳۸۶ در تهران) ازدواج کرد.(نقل ازسرگذشت نورالدین کیانوری , دو پرده از زندگی دبیر اول حزب توده, محمدرضا چیت‌سازیان, موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران).
نورالدین کیانوری برای تحصیل به مدرسه [[W:دارالفنون|دارالفنون]] رفت و آنجا بود که با افکار فروید، روان‌شناس مشهور غربی، آشنا شد. پس از تحصیل در دوران دبیرستان به دانشکده فنی رفت. با این حال تحصیل او در دانشکده فنی نیز چندان ادامه نیافت و برای ادامه تحصیل راهی آخن آلمان شد و در رشته راه و ساختمان این دانشگاه موفق به اخذ درجه دکتری گردید. وی در سال 1319ش و در بحبوحه جنگ جهانی دوم به ایران بازگشت و به خدمت سربازی رفت.<ref>دو پرده از زندگی دبیر اول حزب توده, محمدرضا چیت‌سازیان, موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران</ref>
<ref>نورالدین کیانوری، خاطرات نورالدین کیانوری، تهران، انتشارات اطلاعات، 1395، ص 32.</ref>
او تحصیلات خود را در ایران و [[w:آلمان|آلمان]] (Deutsche Reich 1933-1944) انجام داد و از [[w:دانشگاه فنی آخن|دانشگاه فنی آخن]] دکترای عمران, مهندسی راه و ساختمان گرفت<ref name="kia15"/>.او استاد معماری در [[w:دانشگاه تهران|دانشگاه تهران]] و در مهاجرت به [[w:آلمان دموکراتیک|آلمان دموکراتیک]] با نام «سیلویو ماکتی ن.ک.» Silvio Macetti N.K در دو دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی به تحقیق و تدریس در آکادمی ساختمان برلین (Deutsche bauakademie zu berlin (DBA مشغول بوده‌است.
== مذهب ==
* اکثریت و بیشتر کسانی که هوادار حزب توده ایران هستند مذهبی اند؛ کارگران و دهقان اند انقلاب اکتبر را اکثریت کسانی که به پیروزی رساندند مذهبیها بودند؛ دهقانهایی بودند که مذهبی بودند؛ کارگرانی بودند که مذهبی بودند رهبری انقلاب اکتبر، رهبری مارکسیسم بود، ولی انقلاب اکتبر را صد میلیون نفر به پیروزی رساندند؛ انقلاب اکتبر را ده هزار نفر کمونیست به پیروزی نرساندند. جنگ داخلی شده‌است که چند سال طول کشیده‌است. چه کسی این جنگ را راه انداخته؟ چه کسانی علیه ارتجاع جهانی و ارتجاع داخلی و سرمایه‌داری و تزاریسم و غیره جنگیدند؟ تمام آنها تود ه‌های وسیع مسلمانان بودند. توده‌های وسیع معتقدین به مذهب بودند.<ref>در مناظره با بهشتی، خرداد ۱۳۶۰ , بخش دوم</ref>
* پیشنهاد ما اینست که طرف جمهوری اسلامی نمایندگانی انتخاب شوند برای دیدار از بخصوص کشور اتحاد جماهیر شوروی که یک جمعیت و یک منطقه وسیع مسلمان نشین دران وجود دارد، تا امکان مراوده فکری بین رهبران جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان آنجا، و تمام جامعه شوروی به‌طور وسیعتری پیدا و بر قرار بشود. این پیشنهاد ماست.<ref>همان.</ref>
* پیشنهاد دومم اینست که از طرف جمهوری اسلامی، هیاتهای برای تحقیق و شناخت کشورهای سوسیالیستی مشرق اروپا، ویتنام، کوبا و اعزام شوند و نحوه برخورد آنها با همین مسائلی که دانستنش مورد علاقه آقای دکتر بهشتی است بررسی وشد و معلوم شود که آنها نسبت به مسئله مذهب چگونه برخورد می‌کنند؛ نسبت به اعتقادات مذهبی و نسبت به تبلیغات مذهبی از طرف مردم چگونه برخورد می‌کنند … به این ترتیب من خیال می آنم که عمل در اینجا راه روشنگری است، یعنی مراورده وسیع بین جامعه اسلامی ایران و کشورهای سوسیالیستی، و بویژه کشورهای شوروی که دارای یک ناحیه بزرگ و یک جمعیت بزرگ مسلمان نشین است این کار خیلی کمک خواهد کرد به روشن کردن مسائل.<ref>همان.</ref>
 
== مناظره با محمد حسینی بهشتی ==
۱- تأمین حقوق و آزادیهای مردمی وقتی میسر است که همه سازمانهای اجتماعی و سیاسی و صنفی مردمی و مترقی، بدون هیچگونه محدودیت و تبعیض، امکان فعالیت آزاد و برابر برای نشر و تبلیغ نظریات خود داشته باشند، و به هیچ گونه انحصارطلبی و اعمال فشار و تحمیل نظریات و تبعیض از سوی هیچ مقامی و فردی راه داده نشود، و هرگونه تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی افراد و سازمانها، از سوی هر مقام، مورد پیگیرد قانونی قرار گیرد.
 
۲- قانون اساسی جمهوری، که یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب شکوهمند میهن ما است و از همین رو مورد تأیید حزب تودة ایران قرار گرفته، چهارچوب مناسبی را برای تأمین و تضمین این آزادیها به وجود آورده‌است ولی این قانون خالی از برخی نارساییها و کمبودها نیست. برای از بین بردن این کمبودها باید این قانون در جهت تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی تود ه‌های محروم، در جهت غیرممکن ساختن هرگونه دستبرد به این حقوق، تکمیل گردد.<ref>در مناظره با بهشتی، خرداد ۱۳۶۰ , بخش دوم</ref>
* در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی و تکمیل آن، باید آزادی عقیده، آزادی دین، بیان، قلم و مطبوعات، اجتماعات، احزاب، اتحادیه‌های صنفی، سکونت، مسافرت، انتخاب شغل، حق اعتصاب برای زحمتکشان، و آزادی دفاع در محاکم و مصونیتهای فردی، به‌طور خدشه ناپذیر تأمین گردد و هرگونه دستبرد به این آزادیها مورد پیگرد قانونی قرارگیرد مواد قانون اساسی در مورد تشکیل شوراها به عنوان ارگانهای اعمال حاکمیت محلی، از روستا تا استان، باید بدون خدشه به مورد اجرا درآید زنان میهن ما که سهم عظیمی در پیروزی انقلاب داشت هاند و هم‌اکنون برابر با مردان در پاسداری از انقلاب حماسه می‌آفرینند، با کمال تاسف علاوه بر محرومیتهایی که بر همه محرومان جامعه تحمیل شده، فشار طاقت فرسای یک رشته محرومیتهای اجتماعی اضافی را به عنوان زن به دوش می‌کشند با آنکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی مقام زن مورد ستایش قرار گرفته‌است، ولی در عمل، این محرومیتها نه تنها از بین نرفته، بلکه بر اثر عمل قشریون و واپسگرایان برآن افزوده شده‌است واقعیت این است که زنان کشورما، هنوز هم نیمة محرومتر جامعه ما را تشکیل می‌دهند {رمز} شکوفایی میهن ما، در تأمین برابری کامل زنان با مردان در همة میدانهای زندگی اجتماعی است.<ref>همان. ۱۳۶۰</ref>
* چیز دیگری که در بحث گفته شد و ما با آن اختلاف نظر نداریم، و من خیال می‌کنم که در توضیح باید به آن توجه کرد، این است که آقای دکتر بهشتی گفتند اسلام به انسان می‌گوید تو از همة قیود و جبر اجتماعی آزادی. بلکه می تواد آزاد باشد حق آزادی از این قیود را دارد انسانی کهآه در جنوب شهر تهران در زاغه زندگی می آند، تابع یک جبر جامعة ماست. شرایط جامعة ما او را مجبور کردهآرده کهآه در زاغه زندگی بکند، در عین حال که هزاران اتاق مجلل قشنگ، تمیز، با آب گرم و آب سرد، در شمال تهران خالی است آنچه ما می‌گوییم این است کهآه انسان در شرایط جبر قرار گرفته‌است. جامعه او را مجبور می کندآند به آن چیزی که نمی‌خواهد تن دهد. او دلش می‌خواهد حق داشته باشد برود آنجا در آن اتاق تمیز و گرم زندگی بکند، ولی جبر جامعة کنونی ما، حتی در جمهوری اسلامی، نمی‌گذارد او برود در آنجا زندگی بکند او حق آزادی دارد کاملاً اسلام این حق را به او می‌دهد وای همین جمهوری اسلامی، این حق را برای او تأمین نکرده که او برود و بتواند در آنجا زندگی کند و از آن زاغه، از داخل آن کثافت و آشغال، درآید به این ترتیب، در اینجا هم موافقم کهآه انسان حق آزادی از تمام قیود را دارد او برای این حق باید مبارزه بکند تا مبارزه نکند نمی‌تواند این قیود را از بین ببرد و آن جبر جامعه را از بین ببرد ولی انسان تابع این جبر است از پنج نفری آه اینجا نشست‌هایم، فکر م یکنم سه نفر ما در زندان بوده‌ایم این جبر اجتماعی، ما را گرفته و به زندان انداخته‌است. این جبر است جبر جامعه ما را مجبور آرده بود در زندان باشیم ما حق آزادی داشتیم، مایل به آزادی بودیم؛ و برای آزادی مبارزه می كردیمآردیم ولی تا این مبارزه برای آزادی، اکثریت جامعه را نگیرد، اقلیت تابع این جبر است و این جبر به او تحمیل می‌شود این جبر سیاسی است این جبر اقتصادی است، اآثریته نمونه اش را گفتیم جبر فرهنگی است جبر ملی است تمام این جبرها واقعیت جامعة ماست.<ref>همان.</ref>
 
==ابتكار صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران==
ما به نام حزب تودة ايران به اين ابتكار صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران جداً تبريك ميگوييم حزب تودة ايران جزو آن سازمانهاي سياسي است آه در دوران چهل سالة موجوديت خود خيلي کم از چنين امكاني برخوردار بوده، و شايد اصلاَ از چنين امكاني برخوردار نبوده است، اين که به وسيله دستگاه تبليغاتي گستردهاي مثل صدا و سيماي جمهوري بتواند نظريات خود را با تودههاي زحمتكش و مردم ايران مطرح بكند،به اين ترتيب ما به اين ابتكار تبريك ميگوييم ابتكار بسيار بجايي است، براي اينكه در جامعة ما،به ويژه در ماههاي اخير، بحثهاي خيلي زيادي در اين باره انجام گرفته است آه آيا آنچه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در مورد تامين آزادي فكر و انديشه و اظهار عقيده مطرح شده و تثبيت شده، آيا در واقعيت هم امكان اين را خواهند داشت كه عملي بشوند يا خير به نظرما، اگر اين بحث که در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران شروع شده، با تمام آن وسعتي آه درنظرگرفته شده دنبال شود- براي اينكه اين مسائلي آه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تثبيت شده، به طور جدي از طرف مقامات حاکميت کنوني ايران دنبال ميشود و به آن احترام گزارده ميشود.<ref>همان.</ref>
 
== کیانوری خبر کودتای نوژه ==
* من اطلاع ندارم این خبر اولیه را کیانوری از چه کانالی به دست آورده بود و یقین دارم که نه پرتوی و نه هاتفی هیچ‌کدام تا آن موقع از چنین مسئله‌ای باخبر نبودند، چون تازه در همان جلسه پرتوی سؤال کرد تکلیف ما چیست؟ که کیانوری گفت به همه حزب اعلام آماده‌باش خواهیم کرد و سازمان غیرعلنی حزب باید در آماده‌باش درجه اول باشد. باید دید چه می‌شود، اما شاید لازم شد رفقا مسلح شوند که باید این آمادگی را هم داشته باشید. همه آن‌ها که آن دوران را بخاطر دارند، قطعاً اگر به حافظه خود مراجعه کنند به یاد می‌آورند که قبل از اعلام خبر بمباران هلیکوپترهای آمریکایی در کویر طبس، در حزب آماده‌باش داده شده بود ولی کسی نمی‌دانست چرا و ماجرا چیست؟ (مقاله «نقش نورالدین کیانوری در افشای عملیات طبس» و «نامه کیانوری به خوئینی‌ها دربارهٔ عملیات طبس» هواداران دکتر محمود احمدی‌نژاد نقش حزب توده در افشای عملیات طبس)
 
== تواب نشدن کیانوری به نقل از [[w:سید حسین موسوی تبریزی|سید حسین موسوی تبریزی]] ==
*اتهام اصلی که به حزب توده و شخص کیانوری وارد بود فعالیت جاسوسی برای رژیم اتحاد جماهیر شوروی (روسیه) بود. اینها اتهاماتی بود که موسوی تبریزی، دادستان وقت انقلاب، هنگام دستگیری کیانوری و یارانش در دادگاه مطرح کرد.<ref>نقل ازسرگذشت نورالدین کیانوری , دو پرده از زندگی دبیر اول حزب توده, محمدرضا چیت‌سازیان, موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران</ref>
* یک بار در جریان بازدید از زندان، کیانوری خواسته بود که با من صحبت کند. با هم صحبت کردیم و به من گفت: «این‌ها از من می‌خواهند که اعلام کنم تواب شده‌ام. این برای من کاری ندارد که بگویم تواب شده‌ام. اما برای شما زشت است. چون همه دنیا به شما می‌خندد که از کیانوری بعد از ۷۰ سال کمونیست بودن، تواب شدنش را باور کرده‌اید.» خلاصه اینکه می‌گفت من امام را یک شخصیت انقلابی و ضد امپریالیست می‌دانم و او را قبول دارم و از انقلاب هم حمایت می‌کنم، اما اینکه بگویم تواب شده‌ام برای شما خوب نیست. '''من هم تذکر دادم که این کارها را نکنند'''، البته بعدها دیدم که احسان طبری هم اعتراف کرده و گفته که من تواب شده‌ام.<ref>خاطره ناگفتهٔ موسوی تبریزی از دیدار با کیانوری در زندان، تاریخ ایرانی: سید حسین موسوی تبریزی، دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و دادستان کل انقلاب پس از انفجار دفتر نخست‌وزیری به بیان برخی مسائل پیرامون این پرونده پرداخته‌است. او همچنین برخی خاطرات دوران دادستانی انقلاب از جمله دیدار با زندانیانی چون نورالدین کیانوری، دبیرکل حزب توده را روایت کرده‌است)</ref>