تفاوت میان نسخه‌های «ضرب‌المثل‌های فارسی»

←‏ب: اصلاح مثلها ، تصحیح لغات
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
(←‏ب: اصلاح مثلها ، تصحیح لغات)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
== ب ==
* «با آل علی هر که درافتاد، ورافتاد.»
* «با یه کشمشمویز گرمیش میکنه با یه غوره سردیش میکنه
* «با اونبه زبون خوشت،خوشت بابیام ، به پول زیادت، یا بابه راه نزدیکت.نزدیکت؟ »
* «با این ریش می‌خواهی بریمیری تجریش؟»
* «با پا راه بری کفش پاره می‌شه، با سر کلاه.»
* «با حلوا حلوا کردن،گفتن، دهن شیرین نمی‌شه»
* «با خوردن سیر شدی با لیسیدن نمی‌شی.»
* «باد آورده را باد می‌برد.»
* «بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد// یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید.»
* «بدهکار رو که رو بدی طلبکار می‌شه.»
* «برادران زن و شوهر [[جنگ]] کنند، ابلهان باور کنند.»
* «برادر پشت، برادرزاده هم پشت؛ خواهرزاده را با زر بخر با سنگ بکش»
* «برادری بجا، [[بز|بزغاله]] یکی هفت‌صنار.»
* «برای شکار بچه‌ببر به مغاک [[ببر]] باید رفت.»
* «بر آناحوال کدخداآن زارشخص باید گریست که،که دخلش بود نوزده خرج بیست»
* «برای کسی بمیر که برات تب کنه.»
* «برای همه [[مادر|مادره]]، برای ما زن‌بابا.»
* «برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه.»
* «بر عکس نهند نام زنگی کافور.»
* «برو فکر نوننان کن باشمه کهخربزه هندونهآب آبهاست
* «برو کشک‌تو بساب.»
* «برو هندوستان مادیون خوب پیدا کن کره شو بستون.»
* «بگیر ببند بده دست پهلوون.»
* «[[بلبل]] هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سیسکه، یکیش بلبل.»
* «تو بدم ، بمیر و بدم.»
* «بنگر که چه می‌گوید، منگر که، که می‌گوید!»
* «بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده.»
* «به شتر گفتند غمزه کن زد پالیز را ویران کرد»
* «به [[شترمرغ]] گفتند: بار ببر، گفت: مرغم، گفتند: بپر، گفت: [[شتر|شترم]].»
* «به [[شتر|شتره]] گفتند: چرا شاشت از پسه، گفت: چیچه چیمچیزم مثل همه کسه؟»
* «به [[شتر|شتره]] گفتند: راه رفتنت کجه، گفت: چی چیم راسته؟»
* «به عمل کار برآید به سخن‌دانی نیست» [[سعدی]]
* «به [[قاطر]] گفتند: بابات کیه؟ گفت: آقادائیم [[اسب|اسبه]].»
* «به کیشی آمدند به فیشی رفتند.»
* «به [[گاو]] و [[بره|گوسفند]] کسی [[کار|کاری]] نداره؟»
* «به مالت نناز که به یک شبشبی بنده، به حسنتجمالت نناز که به یک تبتبی بنده.»
* «به ماه میگه تو در نیانیاکه من در میامدرآمدم
* «به مرغشان کیش نمی‌شه گفت.»
* «به مرگ می‌گیره تامی‌گیره، به تب راضی بشه.»
* «به هرکجا که روی آسمان همین رنگهرنگ است
* «به یکی گفتند: بابات از گرسنگی مُرد. گفت: داشت و نخورد؟»
* «به یکی گفتند: سرکه هفت‌ساله داری؟ گفت: دارم و نمی‌دم، گفتند: چرا؟ گفت: اگر می‌دادم هفت ساله نمی‌شد.»
* «بیله دیگ، بیله چغندر.»
* «بین همه پیامبرها جرجیس را انتخاب کرده»
* «از ترس عقرب جراره به نیش مار غاشیه پناه بردن»
* «برای خاگینه کلفته بگذاربذارید عمه بخفته ، برای گریه و زاری بروید عمه رارو بیاوریدبیارید.»
* «بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده»
* «بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه»
کاربر ناشناس