هوشمند دهقان: تفاوت بین نسخه‌ها

نمونه ترجمه
(ابرابزار)
(نمونه ترجمه)
* «ترجمه یک پروسه است؛ یعنی یک دوره زمانی طولانی است که به سوابق مترجم و حتی مطالعاتش در کودکی و علایق و ذائقه‌اش برمی‌گردد. همه این‌ها برآیندش به این سمت است که مترجم می‌رود و یک حیطه و حوزه‌ای را (تاریخ، فلسفه، روان‌شناسی و …) بر حسب عقبه مطالعاتی، فرهنگی و خرده‌فرهنگی خودش انتخاب می‌کند. این پروسه از انتخاب حیطه ترجمه تا تحویل کتاب به ناشر، طول می‌کشد. گمان می‌کنم مهم‌ترین و حساس‌ترین مرحله، انتخاب عنوان است. آن لحظه که مترجم عنوانی را انتخاب می‌کند، می‌تواند با انتخاب خود تأثیر و نقشی روی جامعه‌اش بگذارد و چه‌بسا برخی سرنوشت‌ها را در حد آن انتخاب تغییر دهد.»
* «عمیقاً اعتقاد دارم اگر ذره‌ای استعداد در پشت هفت دریا در پس سنگی پنهان باشد، اراده‌ای می‌آید و این استعداد را از پشت سنگ‌ها جدا کرده و به عرصه شهود می‌آورد. اگر مترجمان جوان بااراده، استقامت، دقت و رعایت اصول اخلاقی فعالیت کنند، نهایتاً تلاششان در عالم نشر خواهد درخشید»<ref>{{یادکرد وب| نشانی = http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277801 | عنوان = انگیزه‌ها از نداشته‌ها می‌آید نه داشته‌ها | نویسنده = | تاریخ بازدید = | تاریخ = | ناشر = خبرگزاری ایبنا | صفحه = | زبان =}}</ref>
== نمونۀ ترجمه ==
«روی واگن قرمزی ایستاده‌ام که کنار انباری قرار دارد. باد شدّت می‌گیرد، موهایم بر سر و صورتم تازیانه می‌زند و سوز و سرما از درون یقۀ باز پیرهنم به پایین می‌خزد. در این نزدیکی‌های کوهستان، تندباد چنان می‌وزد که گویی خود قلّه دارد نفس می‌کشد؛ ولی آن پایین‌ها، درّه آرام و ساکن است. در میان کوه و درّه، مزرعة ما به رقص و طرب مشغول است: درختان تنومند کاج به آرامی به اهتزاز در می‌آیند، حال آنکه بوته‌های بِرنجاسْف و کنگرهای وحشی با هر بادی تکان می‌خورند و سر تعظیم فرود می‌آورند. پشت سر من تپه‌ای با شیبی ملایم رو به بالا می‌رود و خودش را به کوهپایه کوک می‌زند، طوری که اگر به بالا نگاه کنم می‌توانم هیبت سیه‌فام شاهدخت سرخپوست را ببینم. این تپه با گندم‌زاری خودرو فرش شده‌است. بر خلاف کاج‌ها و بوته‌های برنجاسف که تک‌نوازی می‌کنند گندم‌زار به گروهی از رقصندگان باله می‌ماند: تندبادْ به سر طلایی گندم‌ها تلنگر می‌زند و ساقه‌های گندم چونان هزاران هزار بالرین، به ردیف سر فرود می‌آورند. این حالتْ لحظه‌ای بیش دوام نمی‌آورد؛ به کوتاهیِ به تماشا نشستن باد.»(از سرآغاز کتاب [[تحصیلکرده|دختر تحصیلکرده]])
 
== منابع ==
۱۱

ویرایش