عزت‌الله فولادوند: تفاوت بین نسخه‌ها

تصحیح
(انتقال از ویکی‌پدیا)
(تصحیح)
 
== دربارهٔ او ==
* «کار اهل قلم در میهن ما از دیر باز کار عشق بوده و هنوز نیز چنین است. عشق به [[خواندن و نوشتن]] و آن گاه این شور و شوق پایان ناپذیر که دیگران را نیز از لذت خواندن و از لذت آگاه شدن بهره‌ای برسانی، مهم‌ترین عاملی است که چراغ دانش و معرفت را به رغم دشواری‌های تاب سوز همواره روشن نگاه داشته‌است. عزت‌الله فولادوند به شهادت کارنامه پربار و درخشانش از کسانی است که سر حلقه این جمع به‌شمار می‌آیند.»<ref>نگاهی به کارنامه عزت‌الله فولادوند در ترجمه فلسفه، مجموعه مقالات، مجله مهرنامه (کتاب نامه)، ۲۶، آبان ۹۱، صفحهٔ ۲۶۵</ref>
[[عبدالله کوثری]]، مترجم جریان‌ساز:
** [[عبدالله کوثری]]، ''مترجم جریان‌ساز''<ref>نگاهی به کارنامه عزت‌الله فولادوند در ترجمه فلسفه، مجموعه مقالات، مجله مهرنامه (کتاب نامه)، ۲۶، آبان ۹۱، صفحهٔ ۲۶۵</ref>
 
* «امثال فولادوند ایثارگرانِ راستین اند. نقش و اثر آنها نامحسوس است، دیدنی نیست و به غوغای بازار نمی‌رسد. همین قدر می‌توان پرسید که بی وجودِ کارهای روشنگرانهٔ این رهگشایانِ خردورزی، خردستیزی تا کجا می‌توانست پیش برود… فولادوند فقط یک مترجم نیست. او متفکر و همچنین روشنفکری است که عمری را وقف ترجمه کرده و شاید بتوان گفت در این راه وسوسهٔ تألیف را مهار کرده‌است… مقالاتی که فولادوند نوشته‌است گویای دلنگرانی‌های او از سرنوشت و آینده شهروندان ایران است… به این معنای خاص است که فولادوند را ایثارگر می‌نامم، میانجیِ محوشده‌ای که چراغ وارهٔ راه آینده است.»<ref>همان، صفحه ۲۶۶–۲۶۸</ref>
«کار اهل قلم در میهن ما از دیر باز کار عشق بوده و هنوز نیز چنین است. عشق به [[خواندن و نوشتن]] و آن گاه این شور و شوق پایان ناپذیر که دیگران را نیز از لذت خواندن و از لذت آگاه شدن بهره‌ای برسانی، مهم‌ترین عاملی است که چراغ دانش و معرفت را به رغم دشواری‌های تاب سوز همواره روشن نگاه داشته‌است. عزت‌الله فولادوند به شهادت کارنامه پربار و درخشانش از کسانی است که سر حلقه این جمع به‌شمار می‌آیند.»<ref>نگاهی به کارنامه عزت‌الله فولادوند در ترجمه فلسفه، مجموعه مقالات، مجله مهرنامه (کتاب نامه)، ۲۶، آبان ۹۱، صفحهٔ ۲۶۵</ref>
** [[سیاوش جمادی]]، ''در راه گفتگوی دو نسل ترجمه ایران:''<ref>همان، صفحه ۲۶۶–۲۶۸</ref>
 
* «... به عنوانِ سردبیر فصلنامهٔ نگاه نو هنگامی که ترجمه‌ای از عزت‌الله فولادوند دریافت می‌کنم تردید ندارم که این ترجمه در کمال تسلطِ مترجم بر موضوعِ مقاله، و بر زبانِ انگلیسی (زبان مبدأ) و به زبان فارسی (زبان مقصد) آماده شده و او برای منتقل کردن پیام نویسنده به خوانندگانش ذره‌ای کوتاهی نکرده‌است.»<ref>همان، صفحهٔ ۲۶۸</ref>
[[سیاوش جمادی]]، در راه گفتگوی دو نسل ترجمه ایران:
** [[علی میرزائی]]، ''مترجمِ مؤلف:''<ref>همان، صفحهٔ ۲۶۸</ref>
 
* «ترجمه‌های دکتر عزت‌الله فولادوند چند مشخصه دارند: ۱ - ترجمه ایشان زیباست و وفادار ۲ - نوع انتخابِ کتاب یا مقاله برای ترجمه، ریشه در آگاهی عمیقِ ایشان در قلمرو جامعه و نیازهای آن دارد ۳ - در قلمرو اندیشه و ترجمه ایدئالیستی نمیندیشد ۴ - تسلط بر زبان مبدأ و مقصد و تسلط ایشان بر متون ادب کلاسیک و معاصرِ فارسی و نیز انگلیسی مثال زدنی است ۵ - مقابلهٔ آثاری که دکتر فولادوند ترجمه کرده‌اند، کمکی اساسی است برای کسانی که می‌خواهند فنّ ترجمه بیاموزند ۶ - در ارائه اندیشه‌های متفکران اغلب نویسندگان و فلاسفهٔ ضدّ خشونت برایشان اولویت دارند ۷ - ترجمه ایشان برای دیگر مترجمان راه گشاست ۸ - مقدمه‌هایی که بر ترجمه‌های خود نگاشته‌اند حاکی از تسلط ایشان بر موضوع یا رشته‌ای است که در آن باب ترجمه می‌کنند.»<ref>همان صفحهٔ ۲۶۹</ref>
«امثال فولادوند ایثارگرانِ راستین اند. نقش و اثر آنها نامحسوس است، دیدنی نیست و به غوغای بازار نمی‌رسد. همین قدر می‌توان پرسید که بی وجودِ کارهای روشنگرانهٔ این رهگشایانِ خردورزی، خردستیزی تا کجا می‌توانست پیش برود… فولادوند فقط یک مترجم نیست. او متفکر و همچنین روشنفکری است که عمری را وقف ترجمه کرده و شاید بتوان گفت در این راه وسوسهٔ تألیف را مهار کرده‌است… مقالاتی که فولادوند نوشته‌است گویای دلنگرانی‌های او از سرنوشت و آینده شهروندان ایران است… به این معنای خاص است که فولادوند را ایثارگر می‌نامم، میانجیِ محوشده‌ای که چراغ وارهٔ راه آینده است.»<ref>همان، صفحه ۲۶۶–۲۶۸</ref>
** [[هاشم بناپور]]، ''فیلسوف مترجم:''<ref>همان صفحهٔ ۲۶۹</ref>
 
* «با نگاهی به سیاهه آثاری که در سده اخیر و به ویژه در سه دهه اخیر به فارسی ترجمه شده، با انبوهی از متون و کتاب‌های فلسفیِ ترجمه شده مواجه می‌شویم که به ظاهر به زبان فارسی نوشته شده‌اند اما خوانندهٔ متخصص یا غیر متخصص با خواندن متن فارسی چیزی از معنای متن دستگیرش نمی‌شود… ترجمه‌های عزت‌الله فولادوند از آثار فلسفی غرب، سیمای مترجمی را در برابر خواننده می‌سازد که با تسلط بر زبان و اندیشه مبدأ، متن را خوانده، معنای آن را دریافته، این معنا را درونی کرده و سپس در کمال وضوح معنایی و امانت و با در نظر گرفتن سبک نویسنده، متن را به زبان فارسی برگردانده است.»<ref>همان، صفحهٔ ۲۶۲</ref>
[[علی میرزائی]]، مترجمِ مؤلف:
** [[علیرضا اکبری]]، ''در جستجوی معنای از دست رفته:''<ref>همان، صفحهٔ ۲۶۲</ref>
 
* «کسی فولادوند می‌شود که پیوسته کار کرده باشد و حاصل کارش را به‌طور مستمر در اختیار جامعه قرار داده باشد، کسی که بر یک منهج و منوال سیر کرده و در کار خود خستگی ناپذیر بوده باشد.»<ref>همان، صفحهٔ ۲۷۱</ref>
«... به عنوانِ سردبیر فصلنامهٔ نگاه نو هنگامی که ترجمه‌ای از عزت‌الله فولادوند دریافت می‌کنم تردید ندارم که این ترجمه در کمال تسلطِ مترجم بر موضوعِ مقاله، و بر زبانِ انگلیسی (زبان مبدأ) و به زبان فارسی (زبان مقصد) آماده شده و او برای منتقل کردن پیام نویسنده به خوانندگانش ذره‌ای کوتاهی نکرده‌است.»<ref>همان، صفحهٔ ۲۶۸</ref>
** <ref>همان، صفحهٔ ۲۷۱</ref>
 
[[هاشم بناپور]]، فیلسوف مترجم:
 
«ترجمه‌های دکتر عزت‌الله فولادوند چند مشخصه دارند: ۱ - ترجمه ایشان زیباست و وفادار ۲ - نوع انتخابِ کتاب یا مقاله برای ترجمه، ریشه در آگاهی عمیقِ ایشان در قلمرو جامعه و نیازهای آن دارد ۳ - در قلمرو اندیشه و ترجمه ایدئالیستی نمیندیشد ۴ - تسلط بر زبان مبدأ و مقصد و تسلط ایشان بر متون ادب کلاسیک و معاصرِ فارسی و نیز انگلیسی مثال زدنی است ۵ - مقابلهٔ آثاری که دکتر فولادوند ترجمه کرده‌اند، کمکی اساسی است برای کسانی که می‌خواهند فنّ ترجمه بیاموزند ۶ - در ارائه اندیشه‌های متفکران اغلب نویسندگان و فلاسفهٔ ضدّ خشونت برایشان اولویت دارند ۷ - ترجمه ایشان برای دیگر مترجمان راه گشاست ۸ - مقدمه‌هایی که بر ترجمه‌های خود نگاشته‌اند حاکی از تسلط ایشان بر موضوع یا رشته‌ای است که در آن باب ترجمه می‌کنند.»<ref>همان صفحهٔ ۲۶۹</ref>
 
[[علیرضا اکبری]]، در جستجوی معنای از دست رفته:
 
«با نگاهی به سیاهه آثاری که در سده اخیر و به ویژه در سه دهه اخیر به فارسی ترجمه شده، با انبوهی از متون و کتاب‌های فلسفیِ ترجمه شده مواجه می‌شویم که به ظاهر به زبان فارسی نوشته شده‌اند اما خوانندهٔ متخصص یا غیر متخصص با خواندن متن فارسی چیزی از معنای متن دستگیرش نمی‌شود… ترجمه‌های عزت‌الله فولادوند از آثار فلسفی غرب، سیمای مترجمی را در برابر خواننده می‌سازد که با تسلط بر زبان و اندیشه مبدأ، متن را خوانده، معنای آن را دریافته، این معنا را درونی کرده و سپس در کمال وضوح معنایی و امانت و با در نظر گرفتن سبک نویسنده، متن را به زبان فارسی برگردانده است.»<ref>همان، صفحهٔ ۲۶۲</ref>
 
«کسی فولادوند می‌شود که پیوسته کار کرده باشد و حاصل کارش را به‌طور مستمر در اختیار جامعه قرار داده باشد، کسی که بر یک منهج و منوال سیر کرده و در کار خود خستگی ناپذیر بوده باشد.»<ref>همان، صفحهٔ ۲۷۱</ref>
 
== منابع ==