خانه ادریسی‌ها: تفاوت بین نسخه‌ها

۱٬۴۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
جز
* یونس تبسمی کرد: «پرتگاه انتها ندارد. مگر به فکرش نباشی. در گریختن رستگاریی نیست. بمان و چیزی از خودت بساز که نشکند.»
**<small>صفحه ۱۱۵ جلد اول</small>
*یوسف نوک مداد را با زبان تر کرد:« با برداشتن [[سنگ]] اول، خرابی سد شروع می‌شود.پشت هر خشونت،چهرۀ زشت خشونتی بزرگتر پنهان شده،ادامۀ این دور باطل باعث می‌شود تا آسیابهای قدرت با خون به راه بیفتند.»
**<small>صفحه ۱78 جلد اول</small>
برزو آرنج را روی میز گذاشت،شانه را خم کرد و رو به او چرخید:«... قهرمان شوکت مجری مقررات است.شلاق به او داده‌اند.چون مصرفش را می‌داند تبصره‌ها و آیین نامه‌های آتشخانۀ مرکزی را مو به مو اجرا می‌کند.آدمی مثل او باید ده تا [[چشم]] و [[گوش]] داشته باشد.همه جا حاضر است؟ چه بهتر! شما شورشگرهای کوچک،طبیعی‌ست که از او بیزاز باشید.در پایتخت، سختگیری به مراتب بیش از اینجاست.بحث مطلقاً ممنوع است،سلسله مراتب موکداً باید رعایت شود. ما تصمیم داریم اوج بگیریم.هر معترضی بالفطره خائن است و چیزی به اسم زندگی خصوصی وجود ندارد.افکار حدا اسیر جامعه،جزو جریانهای انحرافی‌ست.»
**<small>صفحه 228 و 229 جلد اول</small>
 
== جستارهای وابسته==