گناباد: تفاوت بین نسخه‌ها

۷٬۶۶۴ بایت حذف‌شده ،  ۲ سال پیش
جز
ویرایش Gonabadi (بحث) به آخرین تغییری که Chyah انجام داده بود واگردانده شد
جز (ویرایش Gonabadi (بحث) به آخرین تغییری که Chyah انجام داده بود واگردانده شد)
برچسب: واگردانی
* «گناباد شهر بزرگی است در شمال خاوری تون که ابن حوقل آنرا (ینابذ) و مقدسی (جناود) نامیده‌اند و باشکال دیگر هم خوانده شده). ساختمانهای این شهر در قرن چهارم از گل بود، هفتاد دهکده داشت و آبش از کاریز حاصل می‌شد. یاقوت گوید آنرا گنابذ گویند، بجای جنابذ. حمدالله مستوفی گوید: (جنابذدر تلفظ گنابد گویند شهری کوچک است بهتر از خور چند موضع توابع دارد واو را قلعه‌ای است که پسر گودرز ساخته است و حصارهای محکم دارد چنان‌که از بالای آن تل ریگ تا غایت دیه‌ها و ولایتها مجموع در نظر باشد اما هرگز آن ریگ در باغات نمی‌آید و آبش از کاریز است و چهار فرسنگ درازی کاریز است و چاه آن تخمیناً هفتصد گز باشد و بیشتر کاریزها همچنین عمیق باشد و کاریزها از طرف جنوب به شمال می‌رود و قلعه‌ای بر دو طرف آنست یکی را قلعه خواشیر گویند و دیگری را قلعه درجان. حاصلش غله و میوه و ابریشم نیکو و فراوان باشد.»
** ''لسترنج مستشرق انگلیسی ـ۱۹۳۳–۱۸۵۴ میلادی (جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی تألیف لسترنج، ترجمه محمود عرفان، تهران ۱۳۳۷، ص ۳۸۴.)''
 
=== تاریخ ===
 
 
 
 
آنچه مشخص است دین دیو یسنا و گبرها قبل از ورود آریاییان به ایران وجود داشته و پس از حضور آریایی ها در این سرزمین و ممزوج شدن آنها با این مردمان و دشمنی زرتشت با این آیین و مردم به مرور از بین رفته و در فرهنگ و نژاد جدید حل شده است.گبرها در زمان ورود به این شهر در مناطق کوهستانی گناباد مستقر شدند.وجود رودخانه و چشمه ها وهوای کوهستانی منطقه که در گرمای کویر سرد و مطبوع و همچنین وجود زمین های حاصلخیز دشت مجاور کوهستان از جمله عوامل استقرار در این منطقه بود. گبرها قلعه هایی را برای خود بنا کردند و معابد خود را که در آن ها به پرستش خدایان خود مشغول بودند در آنجا بناکردند .این قلعه ها بعدها کاربرد دفاعی پیدا کردند و در جنگ هابه مأمن وپناهگاهی برای مردم تبدیل شد .همچنین شهرهایی چون اروک (اوروک یا محلی که آب روان است.اوروک همچنین نام یکی از شهرهای باستانی سومر و بعداً بابل در منطقه میانرودان است. اروک در گویش گنابادی به معنای لثه و در اینجا به معنای کناره رودخانه می باشد) و حصار (قلعه ، دژ و دیوار دور قلعه را گویند) را در هزاره سوم قبل از میلاد ساختند و به تدریج شهرهایی چون پشن ، جیج ، دیزق ، غور ، بغدوخ ، سور و... ساخته شد. گبرها ابتدا به کشاورزی مشغول بودند و به مرور به سمت جنگ آوری و تجارت تمایل پیدا کردند.موقعیت گناباد از لحاظ سوق الجیشی و وجود راه های تجاری و اعتبار مذهبی گناباد از عوامل موثر در این امر بود. پس از ساخت قنات قصبه به مرور جامعه گناباد شکل دیگری به خود گرفته و به علت افزایش جمعیت و نیاز به منابع پایدار آب مهاجرت به سمت مظهر قنات آغاز گردید. این امر باعث شکل گیری هسته اولیه قصبه شد که به علت آبادانی بالای آن به مرکزیت سیاسی و اداری تبدیل شد و به شهر معروف گشت. شهر از پارسی باستان ( χşaθra ) گرفته شده‌است و به معنای پادشاهی می باشد. در متون پهلوی شهر بصورت ( sahr ) آمده است.با شکل گیری قهستان گناباد به دلیل جغرافیای خاص خود به عنوان مرکز قهستان تعیین میشود.حافظ ابرو مورخ و جغرافیدان سده هشتم و نهم در کتاب زبدة التواریخ مینویسد : (ولایت قهستان یکی از دوازده ولایت خراسان است که مرکز آن جنابد است و ناحیتی عظیم است بیست دیه و پنجاه مزرعه از توابع آنست و مولائیان که حاکم قهستان بودند در جنابد نشستندی و جنابد به خواف نزدیکست) به مرور قسمتهایی از قهستان از گناباد جدا می شود تا این که در قانون تقسیمات کشوری 1316 کشور به 10 استان و 49 شهرستان و خراسان نیز به 7 شهرستان بجنورد ، بیرجند، سبزوار، قوچان، گناباد ، مشهد و تربت حیدریه تقسیم شد. گناباد شامل بخش های جویمند ، بجستان ، کاشمر و طبس می شود. در همین سال جویمند به عنوان مرکزیت گناباد تعیین شد.گناباد برای چند صد سال بصورت نظام فئودالیسم اداره می شد و چندین خان در گناباد مستقر بودند. ساختمان عمارات در گناباد یادگار این دوران بوده و محل زندگی یکی از خان ها بود که بعدها به عنوان دانشگاه پیام نور استفاده می شد و در نهایت یک مجتمع مسکونی در آنجا ساخته شد. گناباد دژی داشته که از سه طرف دارای دروازه بود و آنچه به برج فخرزاده در شهر معروف است بازمانده از این قلعه بزرگ است )قلعه های قبل که در این ناحیه وجود داشته در زلزله ها تخریب و قلعه های جایگزین ساخته می شدند که برج فخرزاده بازمانده از آخرین احیای دژ گناباد می باشد) دور این قلعه خندقی حفر کرده بودند و در اطراف آن زمین های کشاورزی بود. در دوره های مختلف زلزله های ویران گر در گناباد رخ داده و تعداد زیادی کشته و خانه هایشان ویران شده است.از جمله دلایلی که مرکزیت در دوران قانون گذاری در ایران به محله ای که به جویمند (جوی آبی که به مند میرود ، جومند) نامیده میشود ظلم و ستم خان ها و اختلاف و رقابت آنها با هم بود که باعث شد در کنار جوی آبی که مسیر آن به سمت مند می گذشت آبادی ای ایجاد شود و به تدریج از شهر و دیگر روستاهای گناباد مهاجرت به آنجا صورت پذیرد و به قطب تجاری بدل گردد.آبادی که ایجاد شده ابتدا از دور میدان امام کنونی تا ورودی قنات علی آباد در خیابان شوریده و از طرف دیگر تا محل مسجد امام صادق (معروف به سر تراز) و از طرف دیگر تا فیاض بخش کنونی بوده و بقیه باغ و زمین بود.جویمند در اوخر عصر قاجار شکل گرفت (خانه ، آب انبار و حسینیه شریعت که مربوط به اواخر عصر قاجار می باشد گواه این مدعاست) و بعد از آن در دوره پهلوی با تلاش ها و ارتباطاتی که چند تن نمایندگان ادور مجلس که در جویمند مسکن گزیده بودند و از خان های جویمند بودند ، مرکزیت گناباد در جویمند تثبیت شد. با قانون اصلاحات ارزی و فروپاشی نظام فئودالی مهاجرت از شهر و دیگر نقاط به جویمند افزایش می یابدچرا که اکثر زمین های شهر و دیگر روستاهای گناباد همچنان در ملکیت اربابان سابق باقی ماند. پس از زلزله 1347 در کاخک گناباد ، محمد رضا پهلوی به گناباد سفر میکند و در این سفر دستور ساخت چهارصد دستگاه را میدهد که به علت این که زمین کافی برای این طرح تامین نمیگردد صد دستگاه از این چهارصد خانه ساخته میشود و به این ترتیب شهر و جویمند به هم متصل شده و با ضمیمه نوغاب مرکزیت شهرستان می گیرد.
 
 
{{ویکی‌پدیا}}