تفاوت میان نسخه‌های «علیرضا میراسدالله»

افزودن گفتاورد‌های بیشتر
(افزودن گفتاورد‌های بیشتر)
=== ویزای کوه قاف ===
* «من از همون بچگی فهمیدم که اگه توی این دنیا حق یک نفر رو بخوری یک دشمن پیدا می‌کنی، اگه حق پنج نفر رو بخوری پنج تا دشمن پیدا می‌کنی ولی اگه حق همه رو به‌طور مساوی بخوری هیچ دشمنی پیدا نمی‌کنی و همه با احترام ازت یاد می‌کنند.»<ref>علیرضا میر اسدالله، ویزای کوه قاف، نشرمرکز.</ref>
* آزادی تعریف مشخصی نداره؛ اگه در توالت رو به روی آدم قفل کنن، معنای آزادی می‌شه اتاق نشیمن.<ref>علیرضا میراسدالله، سقط جنین، نشر نوگام، صفحه ۱۰</ref>
* در کودکی، کنار همون فرشته زیبایی که درونمون داریم و همه بهش توجه دارن، دیو پلیدی هم داریم که هیچ کس دوست‌نداره حرفش رو بزنه. عمر فرشته معلومه؛ به اندازه دندون‌های شیری. دیوه که قراره بمونه.<ref>علیرضا میراسدالله، سقط چنین، نشر نوگام، صفحه ۱۱</ref>
* هنرمندا، نویسنده‌ها، سیاستمدارا و این‌جور آدما، قوطی‌های خالی‌ان؛ بسته‌بندی‌های زیبا دور چیزهای بی‌ارزش. معمولی‌ترین آدما، پیچیده‌ترین قصه‌ها رو دارن. من بهترین هدایا رو از دل بدترکیب‌ترین بسته‌بندی‌ها بیرون کشیدم.<ref>سقط جنین، صفحه ۱۴</ref>
* آدم‌ها یه مشت کلمه‌ان و یه مشت تصویر؛ نه بیشتر و نه کمتر. همین‌طور هم در خاطر همدیگه ثبت می‌شن. هرچی زمان بیشتر می‌گذره، کلمات و تصاویر بیشتر از هم فاصله می‌گیرن تا روزی که از یه آدم دو متر و هشتاد سانتی وراج هیچی باقی نمی‌مونه جز کمی برفک و کمی آوای نامفهوم.<ref>سقط جنین، صفحه ۶۴</ref>
* من تا حالا نمردم که بدونم مردن سخته یا راحت ولی مدتیه که زندگی می‌کنم و می‌تونم بگم که زندگی کردن کار راحتی نیست.<ref>سقط جنین، صفحه ۷۷</ref>
* من خیلی خوشحالم از اینکه نصف عمرم رو خوابیدم. چون نصف دیگه رو واقعا حروم کردم.<ref>سقط جنین، صفحه ۸۲</ref>
* مهم نیست که برای رسیدن به خوشبختی از چند تا پل گذر کردی؛ همیشه یکی دیگه هست که باید از اون هم بگذری.<ref>سقط جنین، صفحه ۱۲۲</ref>
* تو تجربه خودت رو می‌کنی و من تجربه خودم رو. مهم نیست که این تجربیات چقدر به هم شبیه هستن؛ تجربه تو به درد من نمی‌خوره و تجربه من به درد تو.<ref>سقط جنین، صفحه ۱۴۲</ref>
* اگه خالق بهشت، هنرمند با استعدادیه، خالق جهنم، قطعا نابغه‌ای بی‌همتاس.<ref>سقط جنین، صفحه ۱۴۹</ref>
*
 
 
== منابع ==
۳۸

ویرایش