میناتو کانائه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
* «چشم‌های حریص فکر می‌کنید چه‌جور چشم‌هایی هستند؟ از وقتی کوچک بودم همیشه مامانم به من می‌گفت که چشم‌هایم آن‌طور هستند. هم من و هم خواهرم هر دو پلک‌های چشم‌بادامی داریم، ولی مامانم فقط به من این حرف را می‌زد.»
* «وقتی همراه مادرم در خیابان راه می‌رفتیم و هم‌کلاسی‌ام را که بستنی در دست داشت می‌دیدم، با اینکه فقط برایش دست تکان داده بودم، ولی مامانم با لحن سرزنش‌آمیزی به من می‌گفت: «این‌قدر به چیزی که بقیه دارند این‌طور نگاه نکن. واقعاً که بچهٔ تخسی هستی.» درست است که آن روز هوا داغ بود و با خودم گفتم خوش به حالش، اما واقعاً این‌طور نبود که خیلی دلم خواسته باشد.»
* «در دلم گفتم خب اگر این‌طور است مرا طوری به دنیا می‌آوردی که چشم‌هایم خوب ببینند؛ چون از سال سوم چهارم دبستان، بینایی من به شدت ضعیف شده بود و به‌ناچار عینکی را که شماره‌اش به چشمانم نمی‌خورد، به چشم می‌زدم. با خودم فکر کردم چون مجبورم هنگام نگاه کردن چشم‌هایم را تنگ کنم این‌طور به نظر می‌رسد.»
* «تا حالا این را شنیده‌اید که می‌گویند زن باردار اگر در لاتاری و قرعه‌کشی شرکت کند برنده می‌شود؟ من فکر می‌کنم این حرف‌ها فقط خرافات نیستند؛ چون زن باردار درون بدنش یک زندگی جدید را پرورش می‌دهد، تعجبی ندارد اگر یک قدرت فراطبیعی به دست بیاورد… ولی حالا که فکر می‌کنم به نظرم فقط کمی عصب‌ها و حواس چندگانه حساس‌تر می‌شوند، همین.»
 
== منابع ==