باز کردن منو اصلی

تغییرات

+داستانک
 
== ز ==
* زرنگی هاکردمه؛ مه ره لینگ‌لو بَیته، دِتا میس ونه اشکم ره بزومه
** [گاوی صاحب خود را زیر لگد و شاخ گرفت و داشت او را می‌کشت، همسایگان فرد را نجات که دادند، حالش را جویا شدند…] گفت: «زرنگی کردم، وقتی داشت من رو می‌کشت، دو تا مُشت هم من توی شکمش زدم»
** کار احمقانه‌اش را مهم می‌داند و با کوتاه‌بینی به منافعی کوچک می‌نازد.
* زور شونه، زار اِنه
** به زور می‌رود و با گریه و زاری برمی‌گردد.
۱۵۰

ویرایش