شیخ فضل‌الله نوری: تفاوت بین نسخه‌ها

بدون خلاصه ویرایش
* بالاخره، مدارس [[w:دوشیزه|دوشیز]]گان بعد از به توپ بستن مجلس با حذف نام [[w:دوشیزه|دوشیزه]]، به شرط ثبت‌نام از دختران 4 تا 6 سال (در میان انها بسیاری از نوه های شیخ فضل الله نوری) دوباره شروع به کار کرد.<ref>آشنایی با نخستین مدارس دخترانه در ایران, اجتماع > آموزش - مریم فتحی:</ref>
 
=== طرح قتل شیخ فضل‌الله نوری و طرح محو کردن بافت اسپهبدان-سربداران<ref>طرح محو کردن بافت اسهبدان-سربداران: مرعشیانعلویان، رستمداران، رویان، کیاییان (سادات مرعشیملاطی) ,کجور علویان،،طبرسیان رستمداران،و رویان،…</ref>-داهان<ref>آذریها کیاییان(ایرانی‌تبارهای تیره سَکاها)، تاتارها، روسهای مبدا (کازاکها، انگلیسی: Казаки، روسی: Cossacks) ،ترکمنها ،قزاقها (قزاقستانی)، آبخازها، چچنها ،اوستها ، داغستان، باشکیرها، اینگوشها، تیره قشقایی، صفویها، چوواشیها، قاجارها، یاکوتها و...</ref>-ساداتها<ref>خاندان صدر، هاشمیان (آل هاشمی)، سادات ملاطیهزارجریبی، مرعشیان (سادات مرعشی)، ,سادات علوی کجور،حسینی طبرسیان،، سادات هزارجریبیعلوی وحسنی …</ref> ===
 
* '''ناظم‌الاسلام کرمانی''' در روزنامه کوکب دری در شماره ۱۳ سال اوّل خود در حمله به شیخ فضل‌الله نوری و اطرافیانش نوشت: «شما مردم نادان چرا این قدر اعتقاد به این اشخاص دارید که در هزار و سیصد سال قبل به یزید بن معاویه یاغی شد و (معاویه) قشون فرستاد، خود (و) همراهانش را کشتند. حالا این مردم روضه خوانی می‌نمایند، خرج می‌دهند و مال خود را بی‌جهت تفریط می‌نمایند. یک جماعتی به خاک کربلا اعتقاد دارند، این خاک چه مزیت و برتری با خاکهای دیگر دارد».
* '''جهانگیرخان صور اسرافیل''' و '''یحیی کاشانی''' در روزنامه حبل المتین (۲۶ ذی قعده ۱۳۲۵ قمری) چنین می‌نویسند: «خراب باد ناحیه نور مازندران که آب و خاکش شرارت خیز و فساد انگیز است سرزمینی که مادر و وطن حیله گران ترّار و مسقط الرأس شیادان مکار است، هنود را عقیدت بر آن است که دیو بزرگ یامها دیورا مسکن اصلی و نقطه مرکزی خطه مازندران است و فردوسی این وادی را آرامگاه دیوان و خوابگاه ددان و غولان می‌نویسد و الحق از تجربیات اخیره می‌توان استکشاف نمود که این سخن تا حدی قرین به صحت است افسانه نیست و یاوه نه برآورد دکانش باطنی پلید و روانی نا پاک دارند اگر چه حکم کلی نمی‌توان کرد و همه اهالیش را متهم نشاید ساخت لیکن بی شائبه اغراق و غلو از دیگر نقاط شریر و بدطینت زیاد دارد و نادرست و بد افکار فراوان پرورش می‌دهد» (حبل المتین، ۱۳۸۳، چ دانشگاه تهران: ۸۲۵).
۱۰۰

ویرایش