از عشق و شیاطین دیگر: تفاوت بین نسخه‌ها

جز
(ابرابزار)
 
 
== گفتاوردها ==
* «مرا نگذار تا فراموشت کنم.»
* «دیوانگان دیوانه نیستند اگر کسی استدلالشان را بپذیرد.»
* «باور نداشتن از ایمان پایدارتر است، چرا که دائم با حواسمان تأیید می‌شود.»
* «در این لحظه سیروا ماریا از او پرسید: آیا حقیقت دارد که در پایان عشق پیروز است؟ او گفت: حقیقت دارد، ولی به نفعت است که آنرا باور نکنی.»
* «من در ترس زنده بودن زندگی می‌کنم.»
* «حرکاتش آنقدر یواشکی بود که به موجود نامرئی می‌مانست. مادرش که از طبیعت عجیب او می‌ترسید برای اینکه در تاریکی خانه غافلگیر نشود به دور مچش یک زنگ آویزان کرده بود.»
* «شماها مذهبی از جنس مرگ دارید که شما را آمادهآماده‌تان می‌کند تا با شادی و شهامت با آن روبرو شوید… من اینرا ندارم. من عقیده دارم که تنها چیزی که اهمیت دارد زنده بودن است.»
* «آدم نباید به حرف شیاطین گوش کند، حتی وقتی که حقیقت را می‌گویند.»
* «بدن انسان برای تحمل همهٔ سال‌هایی که زندگی می‌کند ساخته نشده.»
* «اسقف او را دعا کرد، به او کمک کرد بایستد، گفت: خدا ترا ببخشدببخشد، و او را از قلبش زدود.»
* «جای هر انگوری که برمی‌داشت و در دهان می‌گذاشت، یکی دیگر در خوشه می‌رویید. در رؤیا معلوم بود که دخترک سال‌ها کنار پنچرهٔ رو به بینهایت نشسته و سعی می‌کند خوشه انگور را تمام کند، ولی عجله‌ای ندارد چرا که می‌داند در آخرین دانهٔ انگور مرگ نهفته است.»
* «کمبود ارتباط با اسب‌ها پیشرفت آدمی را کند کرده است؛ اگر این موانع را از سر راه برداریم می‌توانممی‌توانیم قنطورس تولید کنیم.»
 
== منابع ==
۱۴۸

ویرایش