باز کردن منو اصلی

تغییرات

* «اگر ایجاد پیوند آزاد باشد، با [[آزادی]] همراه باشد، شادی از راه خواهد رسید، چون آزادی ارزش غایی است، چیزی از آن بالاتر نیست. اگر عشق تو سوی آزادی رهنمونت کند، عشق تو عین برکت است، و اگر سوی بردگی براندت نه برکت که لعنت است.»
** ''[[اوشو]]''
* «اگر به زبان تمامی آدمیان و فرشتگان سخن گویم...گویم… و از عشق بی‌بهره باشم طبل میان‌تهی و سنج پرهیاهویی بیش نیستیم، اگر از کرامت غیب‌دانی و پیش‌گویی بر خوردار باشم و همه اسرار جهان را دریابم و قلمرو [[دانش]] را تمام مسخر کنم و در ایمان چنان راسخ و نیرومند باشم که کوه‌ها را به رفتار آورم و از عشق بی‌بهره باشم، کسی نیستم. اگر همه دارایی خویش به مستمندان بخشم و جسم خویش را به آتش بسپارم و از عشق بی‌بهره باشم مرا هیچ سود نخواهد بخشید. عشق بردبار و مهربان است عشق از حسد برکنار است عشق لاف خودستایی نمی‌زند عشق اطوار ناپسند ندارد عشق به اندک چیزی در خشم نمی‌آید و اندیشه شر نمی‌کند و از بی‌عدالتی خشنود نیست اما با حقیقت و راستی شاد و خرم است همه چیز را تحمل می‌کند همه چیز را باور می‌کند و به همه چیز امیدوار است و هیچگاه از پای نمی‌افتد اما پیشگوی‌ها همه شکست می‌خورند و زبان‌ها همه قطع می‌شوند و دانش‌ها در غبار زمان پنهان می‌شوند و دانش ما جزیی است و نبوت ما جزیی است و آنچه جزیی است روی در فنا دارد آنچه می‌ماند ایمان و امید و عشق است و از این هر سه، عشق را برترین مقام است.»
** ''[[پائولو کوئیلو]]/ عطیه برتر''
* «اگر دوزخ مرا بخشند هرگز هیچ عاشق را نسوزم. از بهر آنکه عشق او را صدبار سوخته است. سائلی گفت اگر آن عاشق را جرم بسیار بود او را نسوزی؟ گفت نی، که آن جرم به اختیار نبوده باشد که کار عاشقان اضطراری بود نه اختیاری.»
* «اگر صد آب حیوان خورده باشی// چو عشقی در تو نبود مرده باشی»
** ''[[وحشی بافقی]]''
* «اندیشه‌ها، رؤیاها، آه‌ها، [[آرزو|آرزوها]]ها و اشک‌ها از ملازمان جدائی ناپذیر عشق می‌باشند.»
** ''[[ویلیام شکسپیر]]''
* «انسان موظف است که عاشق حقیقت باشد و اظهار آن را به خاطر عشقی که نسبت به آن دارد، از تکالیف حتمی خود بداند.»
* «انسان تا وقتی عاشق است که در شکنجه باشد، همینکه راحت شد دیگر عاشق نیست.»
** دورا
* «بنگر رنگِ [[شامگاه]] را که همانند/ روی عاشقی است که معشوق خود را وداع می‌گوید//{{سخ}}[[خورشید]] زردگونه بدان می‌نگرد/ همانند چهره‌ای است که از غمخواری خراشیده باشد//{{سخ}}سرخی خود را بر آن خلیج افکنده/ پنداری آزرم [[عشق]] با اشکِ دلدادگان درآمیخته// {{سخ}}به هنگام [[غروب]] چون سرخ‌قطره‌ای فرو می‌چکد/ چونان قطره[[شراب]]ی است که از سر انگشت ساقی می‌افتد.»
** ''[[ابن سهل اندلسی]]'' ترجمه‌شده از [[عربی]]<ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://www.adab.com/modules.php?name=Sh3er&doWhat=shqas&qid=11069|عنوان=انظُر إلی لَونِ الأصیلِ کأنّه|اثر=أدب}}</ref>
[[پرونده:2006-12-03 Ring of love Edit.jpg|thumb|left|200px|عاشقی پیداست از زاری دل// نیست بیماری، چو بیماری دل - مولوی]]
* «دور گردونها به موج عشق دان // گر نبودی عشق بفسردی جهان»
** ''[[مولوی]]''
* «[[دوستی]] خالص‌ترین عشق است. دوستی والاترین صورت عشق است جایی که چیزی نمی‌خواهی، شرطی قائل نمی‌شوی، جایی که ایثار کردن عین لذت است. یکی بسیار نصیب می‌برد، اما این اصل نیست، این نصیب خودبه‌خود پیش می‌آید. انسان نیاموخته است که زیبایی‌های تنهایی را دریابد. او همیشه آوارهٔ جستن نوعی پیوند است، می‌خواهد با کسی باشد – با یک دوست، با یک پدر، با یک همسر، با یک فرزند، با یکی و کسی...کسی… اما نیاز اساسی آن است که به گونه‌ای فراموش کنی که تنهایی.»
** ''[[اوشو]]''
* «دیرگاهی که [[مرگ|مرگش]] فرارسید، ذره ذره از پیکرش ستاره بساز! آن‌گه طاق نیلگون آسمان را چراغانی خواهد کرد، تا جهان عاشق شب گردد و هیچ انسانی به ستایش خورشید خودپرست ننشیند.»
* «راه‌های عشق مختلف است ولی به یک نقطه منتهی می‌شود.»
** آرمان آبل
* «روی دروازه قلبم چنین نوشتم: ((«عبور ممنوع))»، ولی عشق خنده کنان وارد شد و گفت: من همه جا داخل می‌شوم.»
** هربرت شیب‌من
 
** ''[[میکل آنژ]]''
* «عشق آینه بلند نور است// شهوت ز حصار عشق دور است»
* « عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست // تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست // اجزای وجودم همگی دوست گرفت // نامیست ز من بر من و باقی همه اوست»
** ''[[ناشناس|مولوی]]''
* «عشق از بزرگ‌ترین و قوی‌ترین مردان، [[مجنون|دیوانگان]] و از دیوانگان، [[دانا|عاقلان]] دوراندیش به وجود می‌آورد.»
* «عشق قوی‌ترین سپاه‌است زیرا در یک لحظه بر قلب و مغز و جسم حمله می‌کند.»
** ''[[ولتر]]''
* «عشق، کوه را جا به جاجابه‌جا می‌کند»
** ''[[ضرب‌المثل‌های آلمانی|ضرب‌المثل آلمانی]]''
* «عشق: نوعی [[جنون]] موقت که با [[ازدواج]] یا خارج کردن بیمار از شرایطی که تحت آن به این نارسایی دچار شده است، درمان می‌گردد.»
** ''[[مولوی]]''
* «عشق هرگز گم نمی‌شود؛ اگر انتظار تلافی آن را نداشته باشید به خودتان بازمی‌گردد و قلبتان را خالص و صاف می‌گرداند.»
** ''[[واشنگتنواشینگتن ایروینگ]]''
* «عشق هنگامی که شما را می‌پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می‌کند.»
** ''[[جبران خلیل جبران]]''
** نکولاس شانفور <small>بدون منبع</small>
* «عشق مانند جنگ است که آغاز کردن آن آسان و پایان دادن آن دشوار است.»
** ه. ل. منکن <small>بدون منبع</small>
* «عشق مرضی است که [[زن]] مولود آن است.»
** مادام دو استائل
* «عشق و سختی، بهترین وسیلهٔ آزمایش زندگی زناشویی است.»
** [[سامویل امایلز]]
* «عشق یعنی احضار موهبتهای جاودان زندگی. اگر عشق ارزشمند بیابدت، هدایتت میکندمی‌کند. »
** [[ کاترین پاندر ]]
* «[[عشق]] چیزی نیست که آن را پیدا کنید، بلکه عشق است که شما را پیدا می‌کند.»
** ''[[لرتا یونگ]]'' <ref>http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/l/lorettayou195830.html</ref>
** «[[عشق]] یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن. برای اینکه کسی یا چیزی را به دست آوری رهایش کن.»
** * اندرو متیوس
 
** [[پوشکین]]
* «کار من عشق و بار من عشق است // حاصل روزگار من عشق است.»
** [[جامی]]
 
== گ ==
 
== م ==
* «ما فقط به وسیلهٔ [[عشق]] می‌توانیم عقیدهٔ مخالفان خود را تغییر دهیم، نه با تنّفر. تنفر وحشیانه‌ترین شکل [[خشونت]] است و خشونت به شخصی که تنفر دارد آسیب می‌رساند نه فردِ موردِ تنفر.»
** ''[[ماهاتما گاندی]]'' <small>برگرفته از کتابِ «گزینهٔ گفتارهای گاندی» ترجمه مهشید میرمعزّی، نشر ثالث، سال ۱۳۸۸، ص ۱۸</small>
* «ما به دنیا آمده‌ایم که [[دوستی|دوست‌داشتن]] و عشق‌ورزیدن را بیاموزیم.»
* «وقتی بخواهیم در مورد عشق منطقی فکر کنیم، عشق واقعیت خود را از دست می‌دهد»
** ''[[اسپی زان]]''
* «وقتی از [[عشق]] صحبت می‌کنیم، حتماً یک زن وجود دارد و یک مرد که این ساده‌ترین نوع عشق است. بعد عشق مادر و پدر به فرزندان و همین‌طور عشق به نزدیکان و بعد از آن هم عشق به هم‌نوع وجود دارد که در روان‌شناسی، آدم‌ها به خاطر هم‌نوعشان از چیزهایی می‌گذرند.»
** ''[[علیرضا رئیسیان]]''<ref>http://www.sharghdaily.ir/News/70623/دوره-صنف‌زدگی-پایان-یافته</ref>
* [ادامه] «[[انسان]] مجموعه‌ای از جنسیت، عاطفه، رفتارهای متناقض، متضاد یا همگون است. به‌تعبیری، اگر نفسش در زیر عقل او قرار بگیرد، آدمی فرهیخته می‌شود و اگر نفس او غالب شود، در مرتبه پایین‌تر و نازل‌تری قرار می‌گیرد. آن کسی که اصلاً عشق ندارد، انسان نیست، حیوانات عشق ندارند بلکه غریزه دارند. پس مرتبه نازل‌تر عشق، غریزه بشری نسبت به جنس مخالف است.»
* «هفت شهر عشق را [[عطار نیشابوری|عطار]] گشت// ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم»
** ''[[مولوی]]''
* «همان‌طور که عشق‌های حقیقی کمیاب است [[دوستی|دوستی‌های]]‌های حقیقی نیز کمیاب است.»
** ''[[فرانسوا لارشفوکو]]''
* «همه این‌ها مد هستند: ترس از خدا یک نوع مد است، همچنین عشق و ژیپون و حلقه‌انداختن در بینی.»
* «هیچ خدمتی صادقانه‌تر از خدمت عاشق به معشوق نیست.»
** [[ولتر]]
* « هرکه را کن مکن و هوش و خرد در کار است // مشنو از وی سخن عشق که او هشیار است . »
** [[ امیر خسرو دهلوی]]
 
== ی ==
کاربر گمنام