تفاوت میان نسخه‌های «نورالدین کیانوری»

بدون خلاصه ویرایش
 
== گفتاوردها ==
==کیانوری خبر کودتای نوژه==
* در چند مورد که خبر حساس و مهم بود، آقای کیانوری یا آقای محمدعلی عمویی یا آقای ابوعبدالله خبر را می‌آوردند که معمولا در نامه‌ای با مهر رسمی حزب توده یا امضای دبیر اول آن، آقای کیانوری بود. به خاطر دارم که دو - سه بار آقای کیانوری با نام یک حاجی بازاری، که در سفر حج با من هم کاروان بود، از دفتر وقت گرفته بود. آقای کیانوری با عصا و کلاه‌شاپو و شال در هیات حاج‌آقا بازاری به دفتر من آمد و منشی و افراد دفتر من او را حاج‌آقا خطاب می‌کردند، اما من دیدم ایشان آقای کیانوری است. (مقاله تریخ ایرانی, خسروشاهی: کیانوری خبر کودتای نوژه را داد)
 
* مورد بسیار مهم دیگر خبر کودتای نوژه بود. آقای کیانوری به دفتر من آمد و گزارش و تاریخ و محل اجتماع افسران در پارک لاله، بمباران جماران و غیره را به من داد. من باز هم باور نکردم اما کیانوری اصرار داشت که این خبر جدی و حتمی است. کیانوری گفت: «بانویی که قرار است اعلامیۀ پیروزی کودتا را بخواند، عضو حزب ماست و این اطلاعات کامل و دقیق است.» من بلافاصله به جای دفتر شهید قدوسی به بیت امام رفتم و کپی گزارش را به احمدآقا دادم که نخست ایشان نیز باور نکرد. مرحوم اشراقی که در بیرونی حضور داشت، با لحن تندی به من گفت: «شما هم هر مزخرفی را که این‌ها می‌گویند باور می‌کنید؟» من هم با ناراحتی گفتم: «جناب اشراقی! من اطلاعی را که به دستم رسیده به احمدآقا دادم و در درستی و اشتباه بودن آن نظری ندارم. این‌ها می‌گویند که قطعی است و محل و تاریخ آن را هم نوشته‌اند. ان‌شاءالله که دروغ باشد!» (مقاله تریخ ایرانی, خسروشاهی: کیانوری خبر کودتای نوژه را داد)
 
==کیانوری خبر حملۀ عراق==
* آقای کیانوری در این دیدارها دو گزارش بسیار مهم به من داد:
مورد اول '''خبر حملۀ قریب‌الوقوع عراق''' به ایران بود. کیانوری می‌گفت دوستان ما در حزب شیوعی (حزب کمونیست عراق)، این اطلاعات را در اختیار حزب ما قرار داده‌اند و او وظیفۀ خود دانسته که فوری بیاید و خبر را توسط من به مقامات اطلاع دهد. من به آقای کیانوری گفتم آقای کیانوری شما باور دارید که عراق بتواند به ایران حمله کند و دوستان شما اشتباه نمی‌کنند؟ آقای کیانوری با قاطعیت گفت این حمله قطعی و حتمی است و دوستان ما موثق هستند. (مقاله تریخ ایرانی, خسروشاهی: کیانوری خبر کودتای نوژه را داد)
 
==کیانوری در مورد نفوذ کشمیری==
* آیت‌الله خسروشاهی هم در همان گفت‌وگو می‌گوید که کشمیری دوباره به او مراجعه کرده و دنبال وسایل شنود مختلف و مسایل جمع‌آوری اطلاعات مخفی بوده اما چون او را بی‌ارتباط با این مسایل می‌دانسته چیزی در اختیارش نمی‌گذارد. «خسروشاهی» در ادامه به موضوع جالبی اشاره می‌کند و آن اینکه حزب توده در جریان وابستگی کشمیری به سازمان بوده و بر همین اساس کیانوری به او هشدار می‌دهد که «کشمیری برای سازمان خاصی کار می‌کند و به همین علت نمی‌خواهد اطلاعات دست‌اول به دیگران برسد تا در مواردی که سازمان او صلاح نمی‌داند اقدامی نشود.» (مقاله; پس از سی سال کشمیری در آلمان رویت شد! همه چیز در مورد مسعود کشمیری)
 
==دستگیری اعضای فرقان==
* نور‌الدين كيانوري دبيركل حزب توده در مورد فرقان گفته بود: «ما اطلاعات موثقي داريم كه نمي‌توانيم منبع آنها را فاش كنيم. اين سازمان (فرقان) پيش از انقلاب براي ترور رهبران سياسي مخالف رژيم شاه به وجود آمده بود اما آن برنامه شكست خورد و ترورهاي كنوني ادامه فعاليت‌هاي ساواك است. خط قرمز ارتباط بين «فرقان» و ساواك پيدا شده است. ما اين خبرها را از يك منبع دقيق به دست آورده‌ايم، اما نمي‌خواهيم آن را معرفي كنيم. » (تهران مصور شماره ۱۶جمعه ۲۱ارديبهشت ۱۳۵۸ ص۹)
 
==عملیات طبس (نامه کیانوری به خوئینی‌ها درباره عملیات طبس)==
* من اطلاع ندارم این خبر اولیه را کیانوری از چه کانالی به دست آورده بود و یقین دارم که نه پرتوی و نه‌ هاتفی هیچ‌کدام تا آن موقع از چنین مساله‌‌ای باخبر نبودند، چون تازه در همان جلسه پرتوی سؤال کرد تکلیف ما چیست؟ که کیانوری گفت به همه حزب اعلام آماده‌باش خواهیم کرد و سازمان غیر‌علنی حزب باید در آماده‌باش درجه اول باشد. باید دید چه می‌شود، اما شاید لازم شد رفقا مسلح شوند که باید این آمادگی را هم داشته باشید. همه آن‌ها که آن دوران را بخاطر دارند، قطعا اگر به حافظه خود مراجعه کنند به یاد می‌آورند که قبل از اعلام خبر بمباران هلیکوپترهای آمریکایی در کویر طبس، در حزب آماده‌باش داده شده بود ولی کسی نمی‌دانست چرا و ماجرا چیست؟ (مقاله "نقش نور‌الدين كيانوري در افشای عملیات طبس" و "نامه کیانوری به خوئینی‌ها درباره عملیات طبس" هواداران دکتر محمود احمدی نژاد نقش حزب توده در افشای عملیات طبس)
 
==دکتر یزدی==
* با توجه به این اصل، جناب دکتر یزدی چگونه ادعا می‌کنند که کیانوری «هادی! خسروشاهی و سید احمد خمینی و بهشتی را می‌دید»؟ و این جمله را به دنبال جمله منقول از اینجانب می‌آورد که: خسروشاهی می‌گوید نورالدین کیانوری مرتب می‌آمد و مرا می‌دید و سید احمد خمینی و بهشتی را می‌دیده» (تاریخ را چگونه باید نوشت؟ قابل توجه دوستان اصلاح طلب و اصولگرا!! (بخش نخست), «مهرنامه» شماره 41، ص 174، سال ششم، مورخ اردیبهشت 1394.)
 
==تواب نشدن کیانوری به نقل از سید حسین موسوی تبریزی==
* یک بار در جریان بازدید از زندان، کیانوری خواسته بود که با من صحبت کند. با هم صحبت کردیم و به من گفت: «این‌ها از من می‌خواهند که اعلام کنم تواب شده‌ام. این برای من کاری ندارد که بگویم تواب شده‌ام. اما برای شما زشت است. چون همه دنیا به شما می‌خندد که از کیانوری بعد از ۷۰ سال کمونیست بودن، تواب شدنش را باور کرده‌اید.» خلاصه اینکه می‌گفت من امام را یک شخصیت انقلابی و ضد امپریالیست می‌دانم و او را قبول دارم و از انقلاب هم حمایت می‌کنم، اما اینکه بگویم تواب شده‌ام برای شما خوب نیست. '''من هم تذکر دادم که این کارها را نکنند'''، البته بعدها دیدم که احسان طبری هم اعتراف کرده و گفته که من تواب شده‌ام.
* خاطره ناگفتۀ موسوی تبریزی از دیدار با کیانوری در زندان , تاریخ ایرانی: سید حسین موسوی تبریزی، دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و دادستان کل انقلاب پس از انفجار دفتر نخست‌وزیری به بیان برخی مسائل پیرامون این پرونده پرداخته است. او همچنین برخی خاطرات دوران دادستانی انقلاب از جمله دیدار با زندانیانی چون نورالدین کیانوری، دبیرکل حزب توده را روایت کرده است.)
 
* «ما مارکسیست‌ها معتقد هستیم که آزادترین جوامعی که ممکن است به وجود بیاید، جامعه سوسیالیستی است.»
** در مناظره با بهشتی، خرداد ۱۳۶۰
کاربر ناشناس