تفاوت میان نسخه‌های «رودکی»

۵٬۴۹۶ بایت حذف‌شده ،  ۴ سال پیش
جز
چیزی تا رسیدن به ۱۰۰۰ الله اکبر نمانده
(←‏دیوان رودکی: افزودن مطلب)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
جز (چیزی تا رسیدن به ۱۰۰۰ الله اکبر نمانده)
چیزی تا رسیدن به ۱۰۰۰ الله اکبر نمانده
[[پرونده:Rudakii.jpg|بندانگشتی]]
'''ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم''' متخلص به '''[[w: رودکی|رودکی]]''' و مشهور به '''استاد شاعران''' (زادهٔ ۲۴۴، رودک - درگذشتهٔ ۳۲۹، پنجکنت) نخستین شاعر مشهور فارسی‌سرای حوزه تمدن ایرانی در دورهٔ سامانی است. در اشعار رودکی باور به ناپایداری و بی‌وفایی جهان، اندیشه غنیمت‌شمردن فرصت، شادی و شادخواری دیده می‌شود.
 
== گفتاوردها ==
=== امثال و حکم - [[دهخدا]] ===
* «اندر بلای سخت پدید آید// فضل و بزرگواری و سالاری»
* «تا جهان بود از سر آدم فراز// کس نبود از راه [[دانش]] بی‌نیاز// مردمان بخرد اندر هر زمان// راه دانش را به‌هرگونه زبان// گرد کردند و گرامی داشتند// تا به‌سنگ اندر، همی بنگاشتند// دانش اندر دل چراغ روشن است// وز همه بد بر تن تو جوشن است»
* «چرا عمر کرکس دوصد سال، ویحک// نماند زسالی فزونتر پرستو»
* «شو تا قیامت آید زاری کن// کی رفته را به‌زاری باز آری»
* «هرکه نامخت از گذشتِ روزگار// هیچ ناموزد زهیچ آموزگار»
* «یکی آلوده‌ای باشد که شهری را بیالاید// چو در [[گاو]]ان یکی باشد که گاوان را کند ریخن»
 
=== دیوان رودکی ===
* «باد سحری گذر به کویت دارد// زان بوی بنفشه راز مویت دارد// در پیرهن غنچه نمی‌گنجد [[گل]]// از شادی آن‌که رنگ رویت دارد»
* «باد و [[ابر]] است این جهان، افسوس// [[شراب|باده]] پیش‌آر، هرچه باداباد»
* «بس که بر گفته پشیمان بوده‌ام// بس که بر ناگفته شادان بوده‌ام»
* «به‌چشمت اندر بالار ننگری تو به‌روز// به‌شب به‌چشم کسان اندرون ببینی کاه»
* «زآنست قوی [[شیر]] به‌گردن که به‌هر[[کار]]// از خود به‌تن خویش رسولست و فرسته»
* «[[زندگی|زندگانی]] چه کوته و چه دراز// نه به‌آخر بمـُـرد باید باز// هم به چنبر گذار خواهد بود// این رسن را اگر چه هست دراز»
* «زمانه پندی [[آزادی|آزاده‌وار]] داد مرا// زمانه را چو نکو بنگری همه پند است// به‌روز نیک کسان تا تو غم نخوری// بسا کسا که به‌روز تو [[آرزو]]مند است.»
* «بر عشق توأم، نه صبر پیداست، نه دل // بی روی توأم، نه عقل بر جاست، نه دل»
* «گر بر سر نفس خود امیری، مردی // بر کور و کر، ار نکته نگیری، مردی // مردی نبود فتاده را پای زدن // گر دست فتاده ای بگیری، مردی.»
 
=== از رودکی تا بهار - انتشارات باقرالعلوم ===
* «روی به‌محراب نهادن چه‌سود// دل به‌بخارا و بتان طراز// ایزد ما، وسوسه عاشقی// از تو پذیرد، نپذیرد نماز»
* «شاد زی با سیاه‌چشمان، شاد// که جهان نیست جز فسانه و باد»
* «میلفنج دشمن که دشمن یکی// فزون است و دوست ار هزار، اندکی»
* «نیک‌بخت آن کسی که داد و بخورد// شوربخت آنکه او نخورد و نداد»
 
== منسوب ==
* «قالب خاکی سوی خاکی فکند// جان و خرد سوی سماوات برد// در سفر افتد به همه‌ای عزیز// مروزی و رازی و رومی و کرد»
* «گر بر سر نفس خود امیری، مردی // بر کور و کر، ار نکته نگیری، مردی // مردی نبود فتاده را پای زدن // گر دست فتاده‌ای بگیری، مردی»
* «نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود // حال من از اقبال تو فرخنده شود //وز غیر تو هر جا سخن آید به میان // خاطر به زار غم پراگنده شود»
* «با داده قناعت کن و با داد بزی // در بند تکلف مشو، آزاد بزی // در به ز خودی نظر مکن، غصه مخور // در کم ز خودی نظر کن و شاد بزی»
* «جز حادثه هرگز طلبم کس نکند // یک پرسش گرم جز تبم کس نکند // ورجان به لب آیدم، به جز مردم چشم // یک قطرهٔ آب بر لبم کس نکند»
 
== دربارهٔ او ==
* «از حکیمان خراسان کو [[شهید بلخی|شهید]] و رودکی// [[ابوشکور بلخی|بوشکور بلخی]] و بوالفتح بستی هکذی// گو بیایند و ببینند این شریف ایام را// تا کند هرگز شما را شاعری‌کردن کری»
** ''[[منوچهری دامغانی]]''
 
== پیوند به‌بیرون ==
{{ویکی‌پدیا}}
 
{{ناتمام}}
 
[[رده:شاعران ایرانی]]
[[رده:اهالی تاجیکستان]]
[[رده:نابینایان]]
[[رده:درگذشتگان ۹۴۱]]
 
[[hy:Ռուդաքի]]
۴۰۸

ویرایش