آلن گینزبرگ: تفاوت بین نسخه‌ها

۵۲ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
جز
'''الن[[w:آلن گینبزرگگینزبرگ|آلن گینزبرگ]]''' (زاده‌ی 3۳ ژوئن 1926-وفات 5۱۹۲۶–۵ آوریل، 1997۱۹۹۷) شاعر امریکاییآمریکایی و یکی از نویسندگان اصلی نسل بیت در امریکاآمریکا است. وی به خاطر شعر زوزه شهرت فراوانی دارد. 
[[پرونده:Allen Ginsberg 1979 - cropped.jpg|بندانگشتی]]
 
== گفتاوردها ==
* «از مهتابِ درونت تبعیت کن؛ دیوانگی‌ات را پنهان نکن.»
* «فکر نمی‌کنم حقیقتی وجود داشته باشد. فقط دیدگاه‌های مختلف وجود دارد.»
* «در درونِ همه‌یهمهٔ ما گل‌های آفتاب‌گردانِ طلایی وجود دارد.»
* «سرهای ما گِرد است برای آنکه اندیشه بتواند تغیر مسیر دهد.»
* «هرکس رسانه‌ها  یا تصاویر را کنترل میکند‌فمیکندف فرهنگ را کنترل می‌کند.»<ref>https://www.goodreads.com/author/quotes/4261.Allen_Ginsberg</ref>
 
==  نمونه اشعار ==
آمریکا
 
آمریکا من همه‌چیزم را به تو دادم و حالا هیچ‌ام.
 
آمریکا دو دلار و بیست و هفت سنت 17۱۷ ژانویه 1956۱۹۵۶.
 
حتی نمی‌توانم فکر خودم را تحمل کنم.
من از توقعاتِ دیوانه‌وارت به ستوه آمده‌ام.
 
کی می‌توانم به سوپرمارکت بروم و با قیافه‌یقیافهٔ قشنگم آن‌چهآنچه را نیاز دارم بخرم؟
 
آمریکا درست است فقط من و تو هستیم که کاملیم نه آخرت.
ماه‌هاست که روزنامه‌ای نخواندم هر روز کسی به جرم قتل محاکمه می‌شود.
 
آمریکا در مورد  وابلی‌ها احساساتی شده‌ام.
 
آمریکا من وقتی بچه بودم کمونیست بودم پشیمان نیستم.
روزها پشت هم در خانه‌ام می‌نشینم و به گل‌های سرخ داخل کمد خیره می‌شوم.
 
وقتی به محله‌یمحلهٔ چینی‌ها می‌روم مست می‌کنم و با کسی نمی‌خوابم.
 
تصمیم را گرفته‌ام به زودی دردسر درست می‌شود.
با تواَم.
 
آیا می‌خواهی زندگی عاطفی‌ات تحت تاثیرتأثیر مجله‌یمجلهٔ تایم باشد؟
 
من هر هفته آن را می‌خوانم.
هر وقت یواشکی از آبنبات‌فروشی کنار خیابان رد می‌شوم طرحِ جلدش به من خیره می‌شود.
 
من آن را در زیرمین کتابخانه‌یکتابخانهٔ عمومی برکلی می‌خوانم.
 
همیشه از مسئولیت برایم می‌گوید. تاجران جدی‌اند. تهیه‌کنندگان فیلم جدی‌ند. همه جز من جدی‌اند.
به نظرم می‌رسد که آمریکا منم.
 
دوباره دارم با خودم حرف می‌زنم.  آسیا بر ضد من شورش می‌کند.
 
من حتی فرصتِ یک مرد چینی را ندارم.
بهتر است منابع ملی‌ام را در نظر بگیرم.
 
منابع ملی من عبارتند از دو نخ ماریجوانا میلیون‌ها آلت تناسلی یک ادبیات منتشرنشده‌یمنتشرنشدهٔ خصوصی که به سرعت 1400۱۴۰۰ مایل در ساعت راه می‌پیماید و بیست و پنج هزار آسایشگاه روانی.
 
درباره‌یدربارهٔ زندان‌هایم چیزی نمی‌گویم یا میلیون آدم محرومی که در گلدان‌های من زیر نور پانصد خورشید زندگی می‌کنند.
 
من فاحشه‌خانه‌های فرانسه را نابود کردم، بعد سراغِ تنجه می‌روم.
 
آرزویم این است که رئیس‌جمهور شوم هرچند یک کاتولیک هستم.  آمریکا چطور می‌توانم نیایشی مقدس برای وضع احمقانه‌ات بنویسم؟
 
من مثل هنری فورد ادامه خواهم داد شعرهایم مثل اتومبیل‌های او منحصر به فرد هستند شاید هم بهتر همه‌یهمهٔ آن‌ها از جنسیت‌های متفاوتی هستند.
 
آمریکا من قصیده‌ام را یکی 2500۲۵۰۰ دلار  می‌فروشم 500۵۰۰ دلار ارزان‌تر از قصیده‌های قدیمی تو
 
آمریکا تام مونی  را آزاد کن
 
آمریکا جمهوری‌خواهانِ اسپانیا را نجات بده
 
آمریک ساکو و وانزتی  نباید بمیرند
 
آمریکا من از بروبچه‌های اسکاتسبارو  هستم.
 
آمریکا وقتی من هفت ساله بودم مامانم مرا به جلسات حزب کمونیست می‌برد آن‌ها به ما نخودچی می‌فروختند هر بلیت یک مشت نخودچی یک بلیت قیمتش پنج چوق بود و سخنرانی‌ها مجانی بودند همه در مورد کارگران فرشته‌خو و احساساتی بودند این‌قدر صمیمی بود که نمی‌توانی فکر کنی که حزب کمونیست در 1835۱۸۳۵ چه چیز خوبی بود اسکات نیرینگ   پیرمرد باحالی بود یک انسان شریف واقعی مادر بلور  بانوی جاودان کارگران اعتصابی کارخانه‌یکارخانهٔ ابریشم مرا گریه انداخت یک بار اسرائیل آمتر  سخنور یِدیش را از نزدیک دیدم حتماحتماً همه جاسوس بودند.
 
آمریکا تو واقعاً نمی‌خواهی به جنگ بروی.
آمریکا همش تقصیر این روس‌های بدجنسه.
 
اون روس‌ها اون روس‌ها اون چینی‌ها.چینی‌ها؛ و اون روس‌ها.
 
روسیه می‌خواد همه‌یهمهٔ ما رو زنده‌زنده بخوره. روسیه از شهوتِ قدرت دیوونه شده. می‌خواد اتومبیل‌های ما رو از توی گاراژمون بیرون بکشه.
 
می‌خواد شیکاگو را قاپ بزنه. ریدرز دایجست سرخ می‌خواد. کارخونه‌های اتومبیل‌سازی ما رو در سیبری احتیاج داره. با اون همه کاغذبازی می‌خواد پمپ‌بنزین‌هامون رو اداره کنه.
 
اصلااصلاً خوب نیس. اوغ. می‌خواد به سرخ‌پوستامون خوندن یاد بده. به کاکاسیاه‌های گنده احتیاج داره. ها. می‌خواد همه‌یهمهٔ ما شانزده ساعت تو روز کار کنیم. به دادمان برسید.
 
امریکاآمریکا این مسئله‌یمسئلهٔ کاملاکاملاً جدی است.
 
آمریکا این احساسی است که دارم وقتی به تلویزیون نگاه می‌کنم.
آمریکا این درسته؟
 
بهتره فورافوراً بروم شغلی دست و پا کنم.
 
درست است من نمی‌خواهم به ارتش ملحق شوم یا در کارخانه‌های تولید قطعات دقیق، توفال بچرخانم، به هر حال من نزدیک‌بین و روانی هستم.
 
آمریکا من شانه‌یشانهٔ نحیفم را به چرخ کار می‌چسبانم.
 
== منابع ==
{{پانویس}}
* گینزبرگ، الن، زوزه، انتشارات سرزمین اهورایی، 1396،۱۳۹۶، ترجمهٔ [https://rtis2.ut.ac.ir/cv/salami.a/?lang=fa-ir علی سلامی].
۳۹٬۷۴۷

ویرایش