باز کردن منو اصلی

تغییرات

۸۷۹ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
 
== گفتاوردها ==
* «[[آزادی]]، برخلاف آنچه می‌گویند، هرگز محدودشدنی و پایان‌یافتنی نیست. در حقیقت، آزادیِ کامل عینِ حق است. حقی است از جانب خدا و حدی بر آن نیست. آزادیِ حقیقی دقیقاً رهایی از عوامل فشار خارجی و عوامل فشار داخلی است.{{سخ}} اگر بخواهیم آزادی را تعریف کنیم باید بگوییم که آزادی رهایی از دیگران و رهایی از نفْس است. اگر آزادی را این‌گونه تفسیر کنیم، دیگر معتقد به حد و مرز برای آزادی نخواهیم بود.»
** روزنامة ''الحیاة''، ۳۱ مه ۱۹۶۶<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4323/در-پاسداشت-آزادى.aspx</ref>
* «باید به همه تأکید کنم من با هیچ‌کسی [[دشمن]]ی ندارم و هیچ کینه و کدورتی هم از کسی بر دل ندارم. رقابتی هم با شخصی ندارم. به تعبیر دقیق‌تر من به سبب طبیعت فعالیت‌ها و التزامات و توانایی‌هایم، که امانت خداوند هستند، نمی‌توانم تعهدات و توانایی‌هایم را در راه احساسات شخصی به کار گیرم، حتی اگر این احساسات در درون خود من باشد.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/5560/کاش-می‌توانستم-همهٔ-محرومان-را-نجات-دهم.aspx</ref>
* «اگر این لباس [ لباس روحانیّت] مانع فعالیت مبارزاتی من برای دفاع از [[وطن]] شود، به‌سرعت آن را از تن درمی‌آورم.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/5560/کاش-می‌توانستم-همهٔ-محرومان-را-نجات-دهم.aspx</ref>
* «پدیده [[مرگ]] و حیاتِ پس از آن عین تحول و پیشرفت و تکامل است. هیچ تحولی بدون مردن صورت نمی‌گیرد. تکامل حقیقی انسان تنها در پرتوِ گذر کردن از مرحله‌ای تحقق می‌یابد که در آن می‌زید. تبدیل سلول‌های بدن انسان به [[اندیشه]] و [[فکر]] تنها پس از مرگ شدنی است. مرگ راه کمال و مقدمه تحول و مایه جاودانگی و راه کشفِ حقیقت است.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4323/در-پاسداشت-آزادى.aspx</ref>
* «[[لبنان]] همین است که دلش را به روی [[علم]] و تشکیلات و ارشاد دینی تمام فرقه‌های خود گشوده است. لبنانْ و ملت بزرگش پشت این پدیده قرار دارند، زیرا فضیلت در فضایی مناسب رشد می‌کند و می‌بالد و شمار علما و تولیداتشان در چنین کشوری فزونی می‌گیرد.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4314/فرق،-دریچه-های-تمدن-.aspx</ref>
* «ایمان به [[خدا]]یی که از وصف و تعریف فراتر است و تلاش برای کسب خشنودی بی‌نهایت او، آرزوهای بلند ناگسستنی‌ای در انسان پدید می‌آوردپدیدمی‌آورد و او را به جنبشی وامی‌دارد که تا آخرین لحظه زندگی‌اش و در خدمت به خلق خدا و به هدف طلب رضایت او ادامه می‌یابد.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4314/فرق،-دریچه-های-تمدن-.aspx</ref>
* «وجود [[اسرائیل]] در منطقه و اهدافی که تعقیب می‌کند، خطر بسیار بزرگی برای ماست؛ برای شمال و جنوب ما، برای سرزمین و ملت ما، برای ارزش‌ها و فرهنگ ما، برای اقتصاد و سیاست ما. [[اسرائیل]] هم امروز برای ما ایجاد خطر کرده و هم در آینده ایجاد خطر خواهد کرد. این خطر سرتاسر منطقه و تاریخ و جغرافیا و مردم لبنان را تهدید می‌کند. این اصول نیازی به اثبات ندارند، مگر برای کسی که از ماهیت اسرائیل بی‌اطلاع است، یا خود را به نادانی می‌زند.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4312/اصالت-ميهن-‏دوستى.aspx</ref>
* «هر امت و ملتی پابرجا می‌ماند، نه به سبب پابرجایی افراد و اشخاص بلکه به سبب اهداف و رسالت آن پابرجا می‌مانند. هر امتی حتی اگر برخی از افرادش از میان بروند و هزارها و ده‌ها هزار نفر از اعضای آن کشته شوند، باز هم پابرجا می‌ماند. سِرّ قوت و ضعف در هر امتی همین‌جاست.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4312/اصالت-ميهن-‏دوستى.aspx</ref>
* «ما [[زنان]] را درگیر فعالیت‌های اجتماعی می‌کنیم تا آرام آرام در مسیر حرکت‌های مطلوب اجتماعی، متوجه حقایق دیگری در عالم شوند و [[دنیا]] را تنها در لباس نو خریدن و آرایش کردن و از این میهمانی به آن میهمانی رفتن نبیند، تا بفهمند در زندگی چیزهای دیگری هم هست.»<ref>http://www.imam-sadr.com/درباره-امام/نمایش-درباره-امام/tabid/113/ArticleId/9718/-فعالیت-اجتماعی-زن-و-حجاب-از-نگاه-امام-موسی-صدر.aspx</ref>
* «از نظر [[اسلام]]، [[انسان|انسان‌ها]]‌ها همه خوب و بر [[فطرت]] پاک خلق شده‌‏اند. چه‌بسا منافع شخصی و فساد محیط از بروز آثار این فطرت جلوگیری می‌کند و انسان مرتکب [[ظلم]] یا [[فساد]] می‌‏شود؛ ولی، حتی در همان حالت، فطرت وی او را به صلاح دعوت می‌‏کند. گاهی منافع مادیْ انسان را از تشخیص خوب و بد بازمی‌‏دارد و حتی در داوری اشتباه می‌کند؛ ولی در مواردی که منافع مادی وجود نداشته باشد، حکم فطرت، کاملاً واضح، خودنمایی می‌کند. همین فطرت سبب پیروزی حق در [[جهان]]، سبب به‌وجود آمدن افکار عمومی و سبب ایجاد وجدان جهانی می‌گردد؛ و بالاخره، همین فطرت ضامن پیروزی پیغمبران در دعوت مردم به حق می‌شود.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4307/ذوق-و-ابتكار-در-دعوت-.aspx</ref>
* «[[فاطمه]] دانست راه فضیلت کجاست. او دریافت که فضیلت افراد بسته به تلاش و کوشش آنان است، نه در گروِ رابطه خویشاوندی با خاتم پیامبران.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4306/انسان--كوشش-و-دهش-.aspx</ref>
* «ما در [[لبنان]] از ده‌ها سال پیش در این میهن زندگی می‌کنیم. همه یا برخی از ما هنوز احساس صادقانه هم‌وطن بودن را نچشیده‌ایم. بیشتر ما در همه کارهایمان فرقه‌گرا هستیم. معمولاً از مقامات رسمی مثل نماینده و [[وزیر]] و رئیس منافع شخصی خود را می‌خواهیم و از آنان می‌خواهیم که تنها مصالح خاص ما را مد نظر داشته باشند. من وجودِ [[ظالم]] و [[مظلوم]] را نفی نمی‌کنم، اما نمی‌خواهم مظلوم به ظالم و ظالم به مظلوم تبدیل شود.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4305/درباره-فرقه-‏گرايى.aspx</ref>
* «[[دین]]، هر انسانی را صرف‌نظر از مذهب یا اندیشه یا اعتقادش، محترم می‌شمارد. اما اگر انسانی در نتیجه اعتقاداتِ زیان‌آور تبدیل به جرثومه‌ای شود که در زمین فساد و تباهی کند و جوامع را به انواع بیماری‌ها مبتلا سازد، در این صورت، دین ارج و حرمتی برای این موجود قایل نیست، همان‌طور که انسان نیز خود عضوی از بدنش را که به بیماری مسری و بدخیمی دچار شده، از بدن خود جدا می‌کند.»<ref>http://www.imam-sadr.com/اندیشه/نمایش-اندیشه/tabid/108/ArticleId/4319/مقاومت-فلسطين-از-ديدگاه-دين-.aspx</ref>
* «انسانی که با چهار ویژگی شناخته می‌شود خسران ندارد. این ویژگی‌ها عبارتند از [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و سفارش به [[حق]] و به [[صبر]].»<ref>http://www.imam-sadr.com/اخبار/نمایش-اخبار/tabid/99/ArticleId/10729/قدم-در-راه-خیر-برداشتن،-خسران-ندارد.aspx</ref>
* «انتقال پیامبر از [[مسجدالحرام]] به [[مسجدالاقصی]] به مثابه ارتباط و هماهنگی با حلقه تمدنی و دینی جهانی و نیز کامل شدن آن است...است… مسجدالاقصی رمزی برای جهانی بودن [[اسلام]]ی است و خارج شدن آن از دست مسلمانان به معنای انزواء و عقب‌نشینی اسلامی است. به همین سبب این مسجد نقشی اساسی در اسلام دارد بلکه از ارکان اسلام است و هیچ انسان مسلمان و مؤمنی جایز نیست که لحظه‌ای ساکت بماند و برای بازگرداندن این مسجد مبارک و دور داشتن آن از یهودی شدن تلاش و کوششی نکند.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1896?add=1</ref>
* «امّت زنده امّتی است که در راه کمال و تلاش خویش تنها به [[نماز]]ها و عبادت‌ها اکتفا نمی‌کند و کار دفاع را برای دیگران فرو نمی‌گذاردفرونمی‌گذارد. این امت به عکس آن نیز عمل نمی‌کند. بدین معنا که خشونت را پیشه سازد و نمازها و رافت‌ها و عبادت‌ها را ترک کند. هر دو را با هم به کار می‌گیرد؛ در برابر زور تسلیم نمی‌شود و در برابر ضعیف نیز طغیان نمی‌کند و در هر حالتی با حق است.»<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1897</ref>
* «با [[انفاق]] هم خود در ساختن جامعه‌مان و ارتقای سطح آن شرکت کرده‌ایم و هم افراد جدیدی را مشارکت داده‌ایم. چون سطح جامعه ارتقاء یابد. هر انسانی، چه انفاق‌کننده و چه گیرنده آن، بدون هیچ تفاوتی از آن بهره می‌برد.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1898</ref>
* «تأمل و تعمق در [[قرآن|قرآن کریم]] و مطالعه نو به نوی آن در برابر انسان مسلمان معانی بدیع و درستی قرار می‌دهد که با تفاسیر گذشته و آنچه از آن تفاسیر استنباط شده متفاوت است، و هیچ مانعی برای استناد و عمل به این معانی نو وجود ندارد، و هیچ تناقضی میان آنها و معانی پیشین مفسران نیست، زیرا که متکلم خداوند است و فهم همه این معانی از قرآن ممکن.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1922</ref>
* «اگر در میدان جنگ تنها ابن زیاد و یزید و عمر بن سعد بودند، آیا [[حسین بن علی|امام حسین]] به آن شکل دردناک به شهادت می‌رسید؟ یقیناً نه. پس چگونه توانستند چنین جنایتی کنند؟ به فرمان فرمانده و اجرای مجریان و تأییدِ تأییدکنندگان و سکوت خاموشان. یعنی می‌توانیم بگوییم آن امت، همگی با قول و فعل و سکوت و خشنودی و فرمانبری خود بر کشتن امام حسین (ع) اجماع کردند. همگی در رقم زدن واقعهٔ کربلا توافق داشتند، جز اندکی از آنان.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1374</ref>
* «[[اسلام]] در مرحله طرح ریزیطرح‌ریزی در عین حال که به طور مطلق انسانی و ناظر به انسان است، آسمانی است. مرحلهٔ طرح ریزیطرح‌ریزی تنها در صورتی کامل می‌شود که مرحلهٔ اجرا، سازگار و هماهنگ با آن باشد. اگر آموزه‌های آسمانی و پاک و مجرد و پارساگونه را به دست حاکمی منحرف و هواپرست و مصلحت محور و دربند شهوت‌ها بدهیم، چگونه آن‌ها را اجرا می‌کند؟ حکم پاکِ آسمانی را در چارچوب خصلت‌های زمینی و تمایلات شخصی و مادی خود اجرا می‌کند. اگر اسلام [[فطرت]] الهی است که خدا مردم را بر آن سرشته است و اگر اسلام مقوله‌ای انسانی است، پس چرا آسمانی بوده است؟ زیرا خاکی بودن سر منشأ میل و گرایش در انسان است و دنیا را بر عواطف و اندیشه‌ها و مفاهیم او حکم فرما می‌کند. انسان آسمانی یعنی انسان پاکی که منفعت فردی یا رابطهٔ خویشاوندی یا آیین و رسوم محلی یا مصالح خاص در او اثر نمی‌کند. این انسان بی اعتناء به دنیا، این انسان رها از تعلقات دنیوی، جلوهٔ انسانی بودن آسمان و انسان مدار بودن اسلام است.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1373</ref>
* «[[قرآن]] به آیات تکوینی، برای اهداف تربیتی می‌پردازد و نه مقاصد [[علم]]ی. قرآن کتاب هدایت و [[دین]] و تربیت است نه کتاب فیزیکی و شیمی و یا علم طبیعی. مقصود از آیات، دعوت انسان به تدبر و تأمل در هستی و پدیده‌ها و شگفتی‌های آن برای اهداف تربیتی و شناخت بیشتر خداوند و آثار این شناخت در زندگی است. از سوی دیگر، هدف از این آیات قرار دادن راه و روشی درست در برابر آدمی است که در پی علم و کشف حقایق هستی است؛ این راه هر حقیقتی را در جایگاه خود می‌نهد و بر این مبناست که این کشفیات کلماتی از کتاب یگانه خداوند یعنی کتاب هستی است. با این روش شناخت انسان از خداوند و تواضع او در برابر خدا افزایش می‌یابد و انسان دچار طغیان و غرور نمی‌شود.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1371</ref>
* «[[آزادی]] برترین ساز وکار برای بسیج کردن همهٔ توانایی‌ها و ظرفیت‌های انسانی است. هیچ‌کس نمی‌تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت کند، توانایی‌هایش را پویا و موهبت‌های الهی را بالنده سازد. آزادی بهترین روش برای به کار گرفتن امکانات بشری در راه خدمت به جامعه است. آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش‌گمانی به انسان و حال آنکه نبود آزادی یعنی بدگمانی به انسان و کاستن از کرامت او. کسی می‌تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی کافر باشد. فطرتی که قرآن می‌فرماید: «فِطرَتَ اللهِ الَتی فَطَرَ الناسَ عَلَیها»، فطرتی که پیامبر باطنی و درونی انسان است.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1370</ref>
* «تنها عمل [[انسان]] است که [[تاریخ]] را می‌سازد، آن را تغییر می‌دهد، آن را به حرکت در می‌آورددرمی‌آورد و به پیش می‌برد. عوامل خارجی در مسیر ساختن جوامع بشری تأثیر ندارند، بلکه فقط انسان است که با عمل نشئت گرفته از معرفت و شناخت یا برآمده از جهل و نادانی یا ناشی از اهمال و بی اعتنایی، فرصت میابد تا طریقی را برگزیند و گامی را بر گامی ترجیح دهد. واقعیت‌های اجتماعی همان خواهد بود که وی اختیار کرده است. تغییر و تحول تاریخی یا اصطلاحاً جبر تاریخی چیزی جز فعل و انفعال میان انسان و جهان نیست.».<ref>http://www.fidibo.com/book/view/1369</ref>
* «اگر در جغرافیای جهان، کشوری مانند لبنان با این ویژگی‌ها (ادیان، طوایف، احزاب و اندیشه‌های گوناگون) وجود نمی‌داشت، مصلحت شیعه ایجاب می‌کرد که چنین سرزمینی را تأسیس می‌کردیم.»<ref>http://www.bayynat.ir/index/?state=rl&id=964&sw=لبنان</ref>
 
۳۹٬۷۴۷

ویرایش