باز کردن منو اصلی

تغییرات

ابرابزار
| width = 250
| image1 = Homeless New York 2008.jpeg
| alt1 = Colored dice with white background
| caption1 = '''آسمان لحافش است و زمین زیر اندازش''' مستمندی.
| image2 = Girl in New YorkJakarta_old_football.pngjpg
| caption2 = '''آدم دل خش بوئه، خنه کلی پشت بوئه'''. دل که خوش بود، فقر جلوه نمی‌کند.
| alt2 = Colored dice with white background
| image4 = Girl in New York.png
| caption2caption4 = '''آشی که در ظرف جا گرفته، همه انگشت می‌زنندش.'''. دختر جذاب، نگاه‌ها را جذب می‌کند.
| image3 = Brehm's Life of animals - a complete natural history for popular home instruction and for the use of schools. Mammalia (1896) (20419785911).jpg
| alt3 = Colored dice with white background
| caption3 = '''ما گربه‌ای می‌خواهیم که موش بگیرد'''. ابزاری کارا می‌خواهیم.
}}
* آدم بی مارو خاخر تونّه دَوّه بی همسایه نتونده
** انسان بدون خواهر و مادر می‌تواند زندگی کند اما بدون داشتن همسایه خوب زندگی مشکل است
* آدم خارِه شه محلةمله سر شال بوشه تا مردم محلةمله سر شیر
** آدمی در محلةمحلهٔ خودش شغال باشد بهتر است تا در محلةمحلهٔ دیگران شیر باشد.
** این مثل ناظر بر حمایت و پشتیبانی بستگان و دوستان است که دل را قوت و توانایی می‌بخشد.
* آدم عجول یا چاه کفنه یا چلّو
* اتّا شفته، اتّا مَله وَسّه
** یک دیوانه برای (بهم ریختن) یک محل کافی است
* اتی که تسرته سر دکته، دابوی شالِ سر نکِته
** این‌طور که برای تو اتفاق افتاد؛ برای شغالِ دابو (روستایی در آمل) رخ نداده.
* اسب هدائه خر بیته خشالی جه پر بیته
** اسب خواستی، یالش را ببین. زن خواستی، مادرش را ببین.
* اسب توره مَر بیّه.
** مار توبره‌یتوبرهٔ اسب شد. (موجب شر شد)
** معادل: موی دماغ کسی شدن.
* اسباسبِ ِباربار کجه، باربن کشی ره قائم کانده.
** بار اسب کج است، طناب باربندش را محکم می‌کند.
** به جای علت به معلول می‌پردازد.
** شاخ‌وشانه کشیدن تو خالی.
* اشگر فدای کپر
** سرشاخه هایسرشاخه‌های نرم فدای کنده هایکنده‌های قطور زیرین
** فقیر به پای غنی می سوزدمی‌سوزد.
* اقبال داشت بوئیم، گره کتمی مِردمی
** اگر شانس داشتیم در همان کودکی می‌مردیم.
** معادل: باس ما خار داشت؟
* اَمه خاشک کِله هم او سر کانده.
** جوی خشکیده‌یخشکیدهٔ ما هم روزی می‌جوشد.
** روزی هم دنیا به کام ما خواهد شد.
* انده مر بخرده تا افعی بیّه
* شاه شاخ دار بخاسته لیسک هم راه دکته ''و یا'' شاخ-به-شاخ بیّه، لِسِک هم شاخ دربیارده
** شاه خواستار حیوان شاخ دار شد حلزون هم به عنوان شاخ دار به راه افتاد
* شاه که سیرهسیره، خانه چکنه زیردستون وشنائی بمیرن.
** شاه که سیر باشد می‌خواهد چکند که زیردستها گرسنه‌اند.
* شلِ ورگ روزی، راه دره.
* شه سره بسم الله اتتی سره استغفرالله
** در خانه خود می‌گوید بسم‌الله و در خانهٔ دیگری می‌گوید استغفرالله (خودخواهی)
* شه تن گو ره نویننه اتتی تن کک ویننه
** اگر یک گاو هم روی لباسش باشد نمی‌بیند، ولی کک بدن دیگری را می‌بیند!
** فقط اشتباه دیگری را به رخ می‌کشد؛ حا آن که خود بدتر است.
* شه موس ره بـِل یخ ئو
** باسنت را در یخ فرو کن.
* شال کار بی‌بو کسو بخره، خی دار کوفا له دا
* شال، پوسه کلا ره گیر بیارده
* شه تن گو ره نویننه اتتی تن کک ویننه
 
== ع ==
** زمانی که به کار می‌رود که فرد مُصر بهانه‌های بی‌موردی می‌آورد.
* عاروس هرچی قشنگ بوئه، ات بار رونما کنه
** هرچقدر عروس زیبا باشد، باز هم یک‌بار به او هدیه‌یهدیهٔ عروسی می‌دهند. (رونما هدیه‌ای است که عروس در اولین مهمانی رفتن‌های پس از عروسی‌اش از میزبانان خود دریافت می‌کند.)
 
== غ ==
== منابع ==
* [http://www.parpirar.org/2008-09-15-09-38-14/2008-09-15-09-40-44/169-2009-02-02-13-40-03.html پارپیرار]
* ''ضرب‌المثل (زبانزدها) و کنایه‌های مازندران''، که تعدادی از پژوهشگران.
* ''پیر بئوته مثال''، که استاد بزرگوارآقایآقای قوام الدین بینایی [http://www.sejro.ir/cat-1.aspx]
 
[[رده:ضرب‌المثل‌ها|مازندرانی]]
۱۵۰

ویرایش