باز کردن منو اصلی

تغییرات

ترتیب الفبایی برقرار شد++خ چ ج
 
== خ ==
* خرچنگ ره بوتنه، وری وری چه راه شونی؟ بوته مه نجیبی‌یه
** به خرچنگ گفتند: چرا کج کجی راه میری؟ گفت: بخاطر نجابت من است!
<!-- * خوی بد بدی صدقه درها کن تا بدی اون خو بر طرف بوشه
** خواب بد دیدی صدقه بده تا بدی آن خواب بر طرف شود. -->
* خار خِراک نخاش اشکم نشونه.
** معادل: غذای خوب تو شکم بد نمیره.
* خارش؛ هارش
** ابتدا به مقدار خورشت نگاه کن و سپس برای خودت بکش (حواست به دیگران هم باشد)
* خدا هاده با سر انه.
** خدا [روزی] بدهد، وفور نعمت می شودمی‌شود.
* خرِ موسِ بـِن؛ یا گوزه یا لو. ''و یا'' خرِ کینگِ بِن؛ یا گوزه یا لو.
** ماتحت خر بنشینی؛ یا گوزش نصیبت می‌شود یا لگدش
* خر ره بَوِردنه گالِ باغ، باته: های کنگل، های کنگل.
** معادل: خر قابل کنگل است
* خرچنگ ره بوتنه، وری وری چه راه شونی؟ بوته مه نجیبی‌یه
** به خرچنگ گفتند: چرا کج کجی راه میری؟ گفت: بخاطر نجابت من است!
* خرس دست هلی جه نرسنه، گنه ترشه
** دست خرس به آلوچه نمی‌رسد، می گویدمی‌گوید ترش است.
** کاری را نمی‌تواند انجام بدهد، بهانه تراشی می‌کند.
* خمیر که شل بیه لاک او پَس دِنه
** خمیر اگر شل باشد، ظرف زیرش هم آب پس می‌دهد. (اثرگذاری)
* خنده نزن کَسون ره، سر شونه ته وچون ره
** به مشکل دیگری نخند که همان بلا نصیب فرزندت می‌شود
* خو ره بالش نونه / وشنا ره خارش نونه.
** خواب‌آلود بالش طلب نمی‌کند و گرسته خورشت نمی‌خواهد.
* خون ره خون جا نشورنه
** خون را با خون نمی‌شورند. (توصیه به انتقام نگرفتن)
* خی ره باتنه ته خنه خراب بیه، باته این دارِ بن نیه اون دارِ بن
** به گراز گفتند خانه‌ات خراب شد؛ گفت زیر این درخت نشد، می‌روم زیر آن درخت (سبک‌پا بودن)
** کنایه از سبک‌پا بودن.
** معادل: آن را که جای نیست همه جای اوست.
* خی بخره پاره بونه
** محل عبور گراز و جایگاه قرآن؟ ''و یا'' روی قبر گراز و قرآن؟
** معادل: هر کلام جایی و هر نقطه مکانی دارد.
* خنده نزن کَسون ره، سر شونه ته وچون ره
** به مشکل دیگری نخند که همان بلا نصیب فرزندت می‌شود
* خرس دست هلی جه نرسنه، گنه ترشه
** دست خرس به آلوچه نمی‌رسد، می گوید ترش است.
** کاری را نمی‌تواند انجام بدهد، بهانه تراشی می‌کند.
* خرِ موسِ بـِن؛ یا گوزه یا لو. ''و یا'' خرِ کینگِ بِن؛ یا گوزه یا لو.
** ماتحت خر بنشینی؛ یا گوزش نصیبت می‌شود یا لگدش
* خر ره بَوِردنه گالِ باغ، باته: های کنگل، های کنگل.
** معادل: خر قابل کنگل است
* خار خِراک نخاش اشکم نشونه.
** معادل: غذای خوب تو شکم بد نمیره.
* خدا هاده با سر انه.
** خدا [روزی] بدهد، وفور نعمت می شود.
* خارش؛ هارش
** ابتدا به مقدار خورشت نگاه کن و سپس برای خودت بکش (حواست به دیگران هم باشد)
 
== د ==
۱۵۰

ویرایش