باز کردن منو اصلی

تغییرات

۳۶۶ بایت حذف‌شده ،  ۱۲ سال پیش
جز
بدون خلاصه ویرایش
'''[[W:افضل‌الدین بدیل ابراهیم بن علی خاقانی شروانی|خاقانی شروانی]]'''، یکی از بزرگترین قصیده‌سرایان ایرانی است. زادگاه وی شروان و به تاریخ ([[۵۲۰ (هجری قمری)|۵۲۰ هجری قمری]])است. و او در سال ([[W:۵۹۵ (هجری قمری)|۵۹۵ ( هجری قمری)]]) بهدر تبریز درگذشت.
 
 
== دارای منبع ==
 
** ''===دیوان اشعار'' ===
* «آن مصر مملكت كه تو ديدی خراب شد// وآن نيل مكرمت كه شنيدی سراب شد»
** ''دیوان اشعار''
* «از مزاج اهل عالم مردمی كم جوی از آنك// هرگز از كاشانه كركس همايی برنخاست»
** ''دیوان اشعار''
* «باور نكردمی كه رسد سوی كوه، كوه// مـردم رسد به‌مردم باور بكردمی// كوهی بود تنم كه بدو كـوه غم رسيد// من مردمم چرا نرسيـدم به‌مردمی»
** ''دیوان اشعار''
* «جان صرف كند در آرزويم// گر خود همه شير مرغ جويم»
** ''دیوان اشعار''
* «خركی را به‌عروسی خواندند// خر بخنديد و شد از قهقهه سست// گفت من رقص ندانم به‌سزا// مطـربی نيز ندانم به‌درست// بهر حمالی خواننـد مرا// كآب نيكـو كشـم و هيـزم چست»
** ''امثال و حکم - دهخدا''
* «خصم تو كور و تو آئينه// كور آئينه شناسد؟ هيهات»
** ''دیوان اشعار''
* «دورنگی ِ شب و روز ِ سپهر بوقلمون// پرند عمر تورا می‌برند رنگ و بها»
* «همتت در جهان نمی‌گنجد// هفت دریا سـبو نمی‌دارد»
** ''دیوان اشعار''
** ''===امثال و حکم - دهخدا''===
* «خركی را به‌عروسی خواندند// خر بخنديد و شد از قهقهه سست// گفت من رقص ندانم به‌سزا// مطـربی نيز ندانم به‌درست// بهر حمالی خواننـد مرا// كآب نيكـو كشـم و هيـزم چست»
* «شیر برفینم، نه‌آن شیری که بینی صولتم// گاو زرینم، نه‌آن گاوی که یابی عنبرم»
* «نشاید بردن اندُه را به‌اندوه// نشاید کوفت آهن جز به‌آهن»
** ''امثال و حکم - دهخدا''
* «وصل تو بی‌هجر توان ديدنی// گوشت جدا كی شود از استخوان.»
** ''===قصیده ایوان مدائن از دیوان خاقانی=== - دکتر ضیاءالدین سجادی''
* «ما بارگه داديم، اين رفت ستم برما// بر قصر ستم‌کاران گوئی چه‌رسد خزلان»
** ''قصیده ایوان مدائن از دیوان خاقانی - دکتر ضیاءالدین سجادی''
===قصیدهٔ اصفهان===
* «نشاید بردن اندُه را به‌اندوه// نشاید کوفت آهن جز به‌آهن»
** ''امثال و حکم - دهخدا''
* «نکهت حور است يا صفای صفاهان// جبهت جوز است يا لقای صفاهان// ديو رجيم، آن‌که بود دزد بيانم// گر دم طغيان زد از همای صفاهان// او به‌قيامت سپيدروی نخيزد// زانکه سيه بست برقفای صفاهان// اهل صفاهان مرا بدی زچه گويند// من چه خطا کرده‌ام بجای صفاهان...// کردهٔ ِ قصار، پس عقوبت حداد// اين "مثل" است آن ِ اوليای ِ صفاهان»
** ''قصیدهٔ اصفهان و اعتذار از هجوی که مجیرالدین بیلقانی سروده و به‌او نسبت داده بود''
* «وصل تو بی‌هجر توان ديدنی// گوشت جدا كی شود از استخوان.»
** ''امثال و حکم - دهخدا''
* «همتت در جهان نمی‌گنجد// هفت دریا سـبو نمی‌دارد»
** ''دیوان اشعار''
 
 
== درباره خاقانی ==
* «کيست که پيغام من به‌سوی شروان برد// يک سخن ازمن بدان مرد سخندان برد// گويد خاقانيا! اين‌همه ناموس چيست// نه هرکه دو بيت گفت، لقب زخاقان برد»
** ''[[جمال‌الدین عبدالرزاق]]''
* «همی گفتم که خاقانی دريغا گوی من باشد// دريغا من شدم آخر دريغا گوی خاقانی»
** ''[[نظامی]]''
 
 
== پیوند به‌بیرون ==
۸٬۷۶۴

ویرایش