مرتضی آوینی: تفاوت بین نسخه‌ها

بدون خلاصه ویرایش
'''[[W:سید مرتضی آوینی|سید مرتضی آوینی]]''' نویسنده(سپتامبر ۱۹۴۷، ری - ۹ آوریل ۱۹۹۳، فکّه) عکاس، کارگردان فیلم مستند و مستندسازروزنامه‌نگار ایرانی بود.
 
 
== کتابها ==
شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را برمی‌گزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش می‌میرد و لذت زیستن را نیز هم او می‌یابد. نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی بر خود وانمی‌گذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت می‌آویزد، تا از دغدغه مرگ برهد.
 
شهادت پایان نیست. آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می‌نوردددرمی‌نوردد و زمین را به رب الارباب اشراق می‌بخشد.
 
شهادت ذروه بلند تکامل انسانی است و خون شهید سبزینه حیات طیبه اخروی و تربت او دارالشفای آزادگان.
* '''آزادی و شهادت'''
 
شقایق وحشی آزاده‌است و تعلقی ندارد. در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید و به آب باران قناعت دارد تا همواره تشنه باشد و بسوزد. داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشته‌اند. شهید نیز آزاده‌است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون...خون… اما میان این دو چه نسبتی است؟
 
کلام را، کلام انسانی را از این بینش، راهی به سوی حقیقت نیست، تمثیلی از حقیقت و بس.
* '''عقل و عشق'''
 
جاذبه خاک به ماندن می‌خواند و آن عهد باطنی، به رفتن. عقل به ماندن می‌خواند و عشق به رفتن ... و این هر دو را خداوند آفریده‌است، تا وجود انسان، در آوارگی و حیرت میان عقل و عشق معنا شود...شود…
* '''عزت مؤمنین'''
 
* '''سیر الی الله'''
 
طرفه خراب آبادی است، این سیاره زمین، که از آن دروازه‌هایی به سوی نامتناهی گشوده‌اند. بیت الله، حبل الله، کلام اللهکلام‌الله و ثارالله.
* '''دارالقرار'''
 
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. پس چون پیشانی بر خاک افتد، کار جهان به سرانجام می‌رسد و سفر آسمانی زمین به مقصد می‌انجامد و فلک خلقت بر ساحل آرام ابدیت لنگر می‌اندازد ...
* '''سفری به آسمان'''
 
سفر حقیقی جز با انقطاع از اسباب ممکن نیست...نیست… اگر انسان را برای سفر به آسمانها نیافریده‌اند، این میل پرواز در درون او از کجا آمده‌است و این ندایی که او را از درون به آسمانی فراتر از همه آسمانها فرا می‌خواند.
* '''در سایه تعهد'''
 
انسان مختار است و موجودیت‌ها را نباید با «جبر و اختیار» اشتباه کرد، اگر این اختیار وجود نداشت ... تعهد و مسئولیت و امانتداری و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ معنایی نداشت.
 
آن عهد ازلی میثاق فطرت است
* '''اعتیاد'''
 
ضعف بشری است که به هر حال ریشه در طبیعت انسانی دارد، هرچند که انسان اجازه ندارد خود را به ضعف تسلیم کند. وجود انسان سراپا فقر و نیاز است. اما همه این نیازها مستحق اعتناء نیستند...نیستند… اصالت دادن به ضعف‌های بشری مجاز نیست.
* '''شهید'''
 
* '''سادگی'''
 
رسیدن به سادگی بسیار دشوار است. اما تظاهر به پیچیدگی بیش از آنچه در نظر آید، سهل است. سادگی عین زیبایی است و پیچیدگی متظاهرانه عین زشتی است. پیچیدگی فیلمسازانی چون تارکوفسکی به آن علت نیست که آنها حرف بزرگی برای گفتن دارند. درست، بالعکس، این پیچیدگی متظاهرانه از آنجا منشاءمنشأ می‌گیرد که آنها خودشان به حقیقت نرسیده‌اند.
* '''مادر'''
 
دامن پاک مادر حریم قدسی است که فرزندان امروز و آینده این امت ابراهیمی از آن به معراج عشق می‌روند. وجود پر برکت آنان قلب تپنده‌ای است که خون و صبر و استقامت و وفاداری را در تن این امت بزرگ می‌دواند و اینچنین حیات ما دم به دم با نفخات جانبخش روح القدس تجدید می‌گردد.
* '''حزب اللهحزب‌الله'''
 
حزب اللهحزب‌الله اهل اطاعت و ولایت است و قدر نعمت می‌شناسد. فداکار است و از مرگ نمی‌ترسد و گوش به فرمان «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» سپرده‌است و اینچنین تو گویی خداوند وظیفه تحقق اهداف الهی همه انبیاء را بر گرده صبور و پرقدرت آنان نهاده‌است. ظهور حزب اللهحزب‌الله معجزه‌ای است که از نفخات قدسی دم مسیحایی امام امت بر می‌آید
* '''حسین (ع)'''
 
* '''رمی جمرات'''
 
رمی جمرات، رمی و طرد شیاطین سه‌گانه بزرگ و کوچکی هستند که راه حضرت ابراهیم را در وصول به مسلخ عشق و قربان کردن فرزند می‌بستند. رجم این ستونهای سنگی که تماثیل سه‌گانه شیاطین‌اند، تأسی به حضرت ابراهیم است ... اما هیچ ظاهری بدون باطن و هیچ صورتی فارغ از سیرت و هیچ جسمی فارغ از روح به کمال نمی‌رسد.
* '''مرگ هنر'''
 
* '''کربلا'''
 
کربلا آمیزه کرب است و بلا ... و بلا اتفاق شمس اشتیاق است و آن تشنگی که کربلاییان کشیده‌اند ...
* '''امام'''
 
* '''ولایت'''
 
همه اولیای خدا در عصر خویش و در میان معاصران خویش غریب بوده‌اند، و وای بر ما اگر این ولی خدا نیز در میان ما غریب باشد، مگر نیست؟ آیا ما به راستی دریافته‌ایم که او کیست و چه می‌گوید؟ آیا ما به راستی سر به فرمان او سپرده‌ایم و دیگر خودی درمیانه باقی نمانده است؟ ما را با فلک‌زدگان راهی طریق هوی و هوس کاری نیست. آنان این کشتی طوفان زده اقیانوس بلا را جزیرة غفلتی انگاشته‌اند، امن و امان، جاودانه و بی‌تاریخ، مگر این سینه خاکی در دل این آسمان لایتناهی، که محضر خداست، به ناکجاآبادی بی‌خدا رسیده‌است. روی سخن من با آنان است که هنوز محفل انس را رها نکرده‌اند، آنان که هنوز دغدغه مرگ و معاد دارند و در انتظار موعودند وای بر ما اگر این وصی خدا نیز در میان ما غریب باشد...باشد… و مگر نیست؟ مگر نه اینکه ما در انتظار بوده‌ایم در انتظار طالوتی که در این عصر حاکمیت سفلگان علم ستیز بردارد با جالوت، در انتظار پیر فرزانه‌ای که در این عصر جاهلیت ثانی، از باطن یا ظلمات راهی به چشمة حیات بیابد؟ او آمده‌است آن که مردانگی طالوت را با فرزانگی جمع دارد. اما آیا ما را آن اطاعت و شجاعت هست که در کار او صبر ورزیم و در برابر امرش عصیان نکنیم. هرچند با عقل ما سازگار نباشد؟
 
=== مبانی نظری هنر ===
* '''هنر'''
 
هنر یاد بهشت است و نوحة انسان در فراق، هنر زبان غربت بنی‌آدم است در فرقت دارالقرار و از همین روی همه با آن انس دارند. چه در کلام جلوه کند و چه در نقش...نقش… انسی دیرینه بر قدمت جهان هنر زبان بی‌زبانی است و زبان همزبانی.
* '''ترس'''
 
 
== دست نوشته‌ها ==
* هنر آن است که بمیری پیش ار آنکه بمیرانندت، و منبع و منشاءمنشأ حیات آنانند که اینچنین مرده‌اند.
* پندار ما این است که ما مانده‌ایم و شهدا رفته‌اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده‌است و شهدا مانده‌اند.
* شهدا شاهد بر باطن و حقیقت عالمند و هم آنانند که به دیگران حیات می‌بخشند.
* «به نظر من آوینی جایی دارد آوینی می‌شود که دارد زاویه‌های کوچک انسانی را نشان می‌دهد. اگر آوینی به دنبال سینما و هنر ایدئولوژیک بود رشد نمی‌کرد و همچنان کوتوله می‌ماند همچنان که هنرمندان حکومتی کوتوله ماندند و فروش فیلم‌ها شد افتخاری برای آن‌ها که البته این معیار در مورد همه فیلم‌ها صدق نمی‌کرد. چرا فروش برای «صمد به مدرسه می‌رود» افتخار نبود و دایی نامپلئونیزم برای قلاده‌های طلا افتخار است.»
** ''[[صادق زیباکلام]]''<ref>http://www.alef.ir/vdcg3x9q3ak9ny4.rpra.html?152966</ref>
* «[[مرتضی آوینی]] در ۲ سال آخر حیاتش که من نیز با وی همراه بودم به شدت مورد حمله هر دوطرف روشنفکر و به اصطلاح مذهبی روشنفکر بود و همچنان نیز هست. امروز این‌ها سعی می‌کنند مرتضی را به یک گرایش سیاسی متعلق بدانند و از آن زاویه به او نگاه کنند اما باید دانست که مرتضی کار سیاسی نکرد و هیچ گرایش سیاسی نیز نداشت. وی نه به چپ آن زمان تمایلی داشت و نه به جناح راست اما به انقلاب اعتقاد داشت، به مردم اعتقاد داشت به جنگ دفاعی نیز اعتقاد داشت اما به گرایشات تمایلی نداشت. سیاسیونی که می‌خواهند طرفی از جناح بندیجناح‌بندی مرتضی ببرند سودی نخواهند برد چرا که این یارکشی سیاسی بی‌ارزش بوده و مرتضی همواره مستقل بوده و هست.»
** ''[[مسعود فراستی]]''<ref>http://www.alef.ir/vdcg3x9q3ak9ny4.rpra.html?152966</ref>
* «عده‌ای مرتضی را سردمدار سینمای تروریسم می‌دانند که از جمله این افراد طیف آقای قوچانی هستند و البته طیفی نیز او را سردمدار و پرچمدار سینمای انقلابی می‌دانند که هیچ‌کدام صحیح نیست. امروز متأسفانه برخی از طرفداران خاص مرتضی آثارش را طوری حذف می‌کنند که با افکار و عقاید و گرایششان سازگار باشد و این اصلاً ربطی به خود مرتضی ندارد. متأسفانه در این بخش سیاستمداران ما هم در اشتباهند چرا که در گیر سیاست بازی هستند و این فیلم‌های اخیری که ساخته شده نیز درگیری سیاسی است.»
== منابع ==
{{ویکی‌پدیا}}
{{پانویس}}
{{ترتیب‌پیش‌فرض:آوینی، مرتضی}}
[[رده:نویسندگاناهالی ایرانیایران]]
[[رده:اهالی ری]]
[[رده:نویسندگان ایرانی]]
[[رده:روزنامه‌نگاران ایرانی]]
[[رده:مستندسازان اهل ایران]]
[[رده:اهالی ایران]]
[[رده:اهالی تهران]]
[[رده:درگذشتگان ۱۹۹۳]]
۳۹٬۷۴۷

ویرایش