باز کردن منو اصلی

نوسترومو (به انگلیسی: Nostromo) رمانی از از جوزف کنراد نویسندهٔ بریتانیایی-لهستانی است.

گفتاوردهاویرایش

  • «دو جوان در لوکا با هم ملاقات کرده بودند. بعد از آن ملاقات چارلز گولد به دیدن هیچ معدنی نرفت، البته یک بار با یک درشکه، همراه با زنش، به دیدن مراکز استخراج سنگ مرمر رفتند، جایی که کار در آن تا حدی شبیه کار در معادن بود، چون در این مراکز نیز مادهٔ خام ارزشمند از دل زمین بیرون کشیده می‌شد. چارلز گولد با کلام و سخن در قلب خود را به روی او نگشود؛ بلکه صرفاً عمل کرد و اندیشید و این شیوهٔ راستین صداقت و راستی است.»[۱]
  • «او از هر نظر نابود شده بود، اما انسانی که شوری در سر دارد، در زندگی شکست نمی‌خورد.»
  • «اقدام کردن، تسلی بخش است چرا که دشمن فکر و دوست توهم‌های گول زننده است. ما تنها با اقدام کردن به انجام کاری، حس می‌کنیم که کنترل سرنوشتمان را به دست داریم.»

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. جوزف کنراد، نوسترومو، ترجمهٔ سهیل سمی، انتشارات ققنوس، ۱۳۹۵.