دیالوگ هاویرایش

بعضی روزا پیش میاد که با چشمانی پر از اشک از خواب بیدار میشم.هیچوقت یادم نمیاد که چه خوابی دیدم ولی تا ساعت ها قبل از بیدار شدنم حس غریبی دارم، انگار چیزیرو از دست دادم.فکر میکنم این احساس از همون روز در من بوجود اومد، همون روزی که انگار آسمون به زمین اومد.همه چیز آدمو یاد یه رویای تماشایی مینداخت، نه کمتر نه بیشتر.