باز کردن منو اصلی

مصطفی اقلیما (۱۷ مارس ۱۹۴۸، تهران) جامعه‌شناس و مددکار اجتماعی ایرانی است.

گفتاوردهاویرایش

  • «بزرگترین مشکلی که در جوامعی مثل جامعه ما وجود دارد این است که فشارهای اجتماعی بسیار زیاد است. بیکاری، فقر، تورم، نبود اطمینان به آینده، نبود امنیت شغلی و وجود فشارهای روانی در محل کار، نمونه‌هایی از این فشارهای اجتماعی است. در جامعه ما کسی پاسخگو برای مشکلات روزمره مردم نیست و همین امر سبب می‌شود که مردم به لحاظ فکری مدام درگیر باشند و تمام فشارهای روانی، ناگهان خود را نشان می‌دهد.»[۱]
  • «راه حل کاهش فشارهای اجتماعی، شایسته سالاری در دولت و پاسخگویی است.»[۱]
  • «پدری که بدن فرزندش را با سیگار می‌سوزاند، انسانی سالم نیست و نمی‌فهمد چه می‌کند، چراکه در آن زمان و حالت روانی، دیگر فرزندش را نمی‌بیند بلکه مشکلاتش را می‌بیند.»[۱]
  • «فردی که با ماهی ۶۰۰ هزار تومان زندگی می‌کند طاقت ندارد حتی بیشتر از یکبار پاسخ سلام فرزندش را بدهد. این فرد کرایه خانه اش بیشتر از درآمدش است و مجبور است حتی تا سه شیفت کار کند و زیر بار هر حرف و هر فشاری هم برود؛ پس طبیعی است که آدم سالمی نخواهد بود.»[۱]
  • «در هر کشوری که شاهد ناهنجاری‌های رفتاری بیشتری باشید، این امر نشان گر بیشتر بودن معضلات اجتماعی آن جامعه است.»[۱]
  • «انسان سالم در صورت تصادف هنگام رانندگی سیلی به گوش کسی نمی‌زند، بلکه عذرخواهی می‌کند ولی وقتی فرد از آمادگی روحی کامل برخوردار نیست و انبوهی از مشکلات را با خود حمل می‌کند نمی‌تواند درست رفتار کند. فرهنگ رانندگی کشورهایی که مشکلات اجتماعی مردم کمتر است کاملاً تأیید کننده این حرف است.»[۱]
  • «تمام این خشونتها به ناامنی‌هایی بازمی‌گردد که ما در جامعه داریم. امید به آینده موضوع مهمی است. ما سالی یک میلیون فارغ‌التحصیل در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد خواهیم داشت. این درحالی است که از دولت آقای احمدی‌نژاد تاکنون، شش سال است که استخدام [در بخش دولتی] را ممنوع اعلام کرده‌اند. با این حساب، فرد فارغ‌التحصیل در این جامعه امیدی به آینده ندارد؛ چون جایی برای کار کردنش فراهم نیست. هر آدم سالمی در چنین شرایطی قراربگیرد پرخاشگر خواهد شد.»[۱]
  • «تلفیق شدن رشته هایی همچون خدمات اجتماعی، مطالعات زنان و خانواده، علوم اجتماعی گرایش پژوهشگری و سایر موارد با رشته مددکاری اجتماعی موجب شد فرصتهای شغلی از فارغ التحصیلان مددکاری اجتماعی گرفته بشود و فضا برای مددکاران اجتماعی از حیث اشتغال تنگ بشود و علت اصلی در تلفیق این رشته های تحصیلی با مددکاری اجتماعی این نکته بود که برای آنها در غیر این صورت شغلی وجود نداشت و در واقع منابع درآمد در همین رشته مددکاری اجتماعی وجود داشت و موجب شد عده ای از تصمیم سازان اقدام به تلفیق این رشته ها صرفاً بدلایل مادی و منافع شغلی نمایند.»[۲]
  • «در مورد علت عدم تصویب طرح سازمان نظام مددکاری اجتماعی در مجلس یک واقعیت را لازم است عرض کنم و آن اینکه خود من مانع از تصویب آن در مجلس شدم. بر اساس هماهنگی هایی که با کمیسیون اجتماعی مجلس انجام دادم مانع شدم. زیرا معتقدم نویسندگان طرح نظام مددکاری اجتماعی خودشان مددکار اجتماعی نبودند. چطور می شود کسانی که مددکار اجتماعی نیستند بیایند و برای ما طرح سازمان نظام بنویسند؟ مگر ما می توانیم برای سایر تخصص ها طرح نظام بنویسیم؟ من این موضوع را به خودشان هم به صراحت گفته ام.»[۲]
  • «باعث و بانی اول تأسیس کلینیک های مددکاری اجتماعی بنده بودم. لذا با ایده ها و امید های خاصی کلینیک مددکاری اجتماعی را ایجاد کردیم. عنوانش را هم کلینیک گذاشتیم که بعداً مسئولین آن بتوانند از تخصص هایی همچون روانپزشکان و سایرین نیز در کلینیک هایشان استفاده کنند و در مقابل خدماتی که در این کلینیکها عرضه می گردد درآمدی هم برای مدیران این مراکز داشته باشد اما در عمل و با گذشت زمان اینطور نشد. کلینیک های مددکاری اجتماعی راه دیگری رفتند. باعث تأسف است که در کلینیک های مددکاری اجتماعی کار روانشناسی انجام میشود.»[۲]
  • «بنده قلباً همه جوانها را دوست دارم و بارها به تحصیلکردگان رشته خدمات اجتماعی نیز عرض کرده ام و تأکید داشته ام که چرا خودتان را درگیر اسم و عنوان مددکار اجتماعی می کنید، خودتان را کوچک نکنید، شما رشته مهم و متفاوتی خوانده اید که بسیار مورد نیاز جامعه ماست، انحراف نروید، وارد مبحثی که تخصص اصلی شما نیست نشوید، چرا عنوان مددکار اجتماعی را برای خود به یدک می کشید که مدام این نگرانی را با خود همراه دارد که در آینده چه تصمیمی در خصوص تفکیک این رشته ها از هم صورت گیرد؟»[۲]

منابعویرایش