باز کردن منو اصلی

گفتاوردهاویرایش

غزل آرزو
خواب دیدم، خواب دریا را، دیدم آسمان را نیز      اولین توفان خلقت را، آخرین آتش‌فشان را نیز
این که گفتم خواب بدو، آری من ولی در اوج بیداری      گشته‌ام با پای خاک‌آلود، کوچه‌های آسمان را نیز
ای پری آوای دشتستان، خون فایز! ای دوبیتی‌خوان!       من تو را بسیار مفتونم، آن دو چشم شروه‌خوان را نیز
ماه من! زیبای من! برگرد اگر بیایی ای سراپا درد      تور گیسوی تو خواهم کرد، این شب پولک نشان را نیز
مانده‌ام با واژه‌هایی لال، با دلی از داغ مالامال      کاش می‌شد آتش زخمم، شعله‌ور سازد زبان را نیز[۱]

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ برقعی، محمدباقر. سخنوران نامی معاصر ایران. ج. یازدهم. نشر خرم، چاپ ۱۳۷۳. ص۴۲۰. شابک ‎۹۷۸۹۶۴۹۹۷۲۴۰۴.