باز کردن منو اصلی

عبدالرضا زکایی (۱۳۱۹) معمار ایرانی.

گفتاوردهاویرایش

  • «معماری نحوه زندگی است. وقتی نحوه زندگی تغییر می‌کند، معماری هم فرق می‌کند. زمانی که ما دوران پدرسالاری داشتیم و همه بچه‌ها، نوه‌ها و نتیجه‌ها در یک جا زندگی می‌کردند، پس دورتادور خانه اتاق بود و در وسط حیاط و حوض آب و ساختمان اصلی از پدربزرگ که هم خرج خانواده را می‌داد و هم دستورات را صادر می‌کرد. وقتی این شیوه زیست عوض شد، معماری ما هم عوض شد.»[۱]
  • «چرا این‌قدر بسازبفروش داریم؟ کدام‌یک از این ساختمان‌های بسازبفروشی را یک معمار خوب، اندیشمند و بافهم ساخته است؟ هیچ‌کدام.»[۲]
  • «دیوارها را نماسازی می‌کنند تا شهر قشنگ شود. نقاشی کوه و دشت و دمن می‌کشند تا شهر ماست‌مالی شود. خب، این آفتاب می‌خورد و باران می‌بارد و از بین می‌رود. شما می‌خواهید هر چهار سال یک‌بار نقاش بیاورید تا دیوار نقاشی کند؟ این شد زیباسازی شهر؟ مگر شهر را با نقاشی درست کرده‌اند؟ مگر معماری نقاشی است؟ معماری بُعد دارد، حجم دارد. این بُعدها و حجم‌ها هستند که باید زیبا باشند.»[۳]
  • «در تمام کشورها مسائلی که مربوط به مردم و حق‌الناس است، حفظ و حراست می‌شود. یک بنا حجمی دارد و در یک فضایی ساخته می‌شود. آن فضا هم جزء معماری است. وقتی فضا خراب می‌شود یعنی دست‌وپای معماری را زده و به حقوق مردم هم تجاوز کرده‌اید. این یعنی خارج از معماری اسلامی.»[۴]
  • «ساختمان دست معمار و مردم نیست، دست عده‌ای آدم سودجو است.»[۵]
  • «شهر را می‌فروشند تا آسمان‌خراش بسازند.»[۶]
  • «کسی که تازه فارغ‌التحصیل می‌شود اصلاً نباید اجازه طراحی داشته باشد.»[۷]
  • «میدان بهارستان تاریخ است. فضای مدنی مملکت است... از لحاظ تاریخی مهم بود مجلس آنجا ساخته شود. اگر در اراضی عباس‌آباد می‌رفت یک گسست تاریخی بود. ما در زمانی مجلس داشتیم که خیلی از کشورها نداشتند. در مجلس شورای ملی مدرسه داشتیم. این را رها کنیم بریم در جایی ناشناخته و بی‌هویت مجلس بسازیم؟ هم در دوره قبل و هم در این دوره تصمیم درستی گرفته شد.»[۸]
ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ

منابعویرایش