باز کردن منو اصلی

سید محمد بهشتی

بنیانگذار حزب جمهوری اسلامی

سید محمد بهشتی (۱۳۰۷ /۱۹۲۸م — ۱۳۶۰ /۱۹۸۱)، قاضی، فقیه و عالِم شیعی، نویسندهٔ ایرانی.

DR. Beheshti.jpg

گفتاوردهاویرایش

  • «جوری رفتار کنید که ما این پایه نورانی حکومت برای خدمت (نه در راه ارضای هوس قدرت) را به‌عنوان یک اصل جاودانه و شعار مقدس جاودانه در جمهوری اسلامی نگهدار و نگهبان باشیم.»[۱]
  • «از پلکان حرام نمی‌شود به بامِ سعادتِ حلال رسید.»[۲]
  • «روزه‌داری برای آن است که انسان در مقابل خواسته‌های نفسانی اراده‌ای نیرومند پیدا کند. روزه‌ای که انسان از افطار تا سحر بخورد، صبح هم بخوابد تا غروب، هیچ ثمری برای انسان دربر ندارد. این آدم، همان آدم ضعیفی است که قبل از ماه رمضان بود. یعنی در برابر خشم و غضبش، در برابر خودخواهی‌هایش، در برابر هوس‌هایش، قدرت اراده ندارد و نمی‌تواند با پایداری متکّی به ایمان و پایداری ناشی از برنامه سازنده مکتب رمضان به منظور تقویت اراده، بهره‌ای د اشته باشد. .»[۳]
  • «رقابت دو جنبه دارد: یکی جنبه منفی و تخریبی و دیگر جنبه مثبت. رقابتی که جنبه تخریبی داشته باشد از نظر اسلام مردود است، چون در حقیقت یک نوع حسد و رشک است... ولی رقابتی که جنبه مثبت داشته باشد نوعی مسابقه است.»[۴]
  • «من محمد حسینی بهشتی هستم، که گاه به اشتباه محمد حسین بهشتی می‌نویسند. نام اولم محمّد و نام خانوادگی ترکیبی است از حسینی بهشتی. در دوم آبان ۱۳۰۷ در شهر اصفهان در محله لومبان متولد شدم، منطقه زندگی ما یک منطقه قدیمی است، از مناطق بسیار قدیمی شهر است...»[۵]
  • «انقلاب اسلامی ما تا وقتی که تمام افراد قرار گرفته در شبکهٔ حکومت، عاشقان خدمت بی‌منت به مردم نشوند، به مرحلهٔ مطلوبش در بافت و ساخت حکومت نرسیده است. در این شهر نیشابور، در شهری که وارث افتخارات گوناگون و وارث رنج‌های گوناگون در تاریخ سده‌های اسلامی است، مردم هشیار و بیدار شهر باید مواظب باشند همهٔ کسانی که به شکلی در کار ادارهٔ امور مردم مسئولیت و وظیفه‌ای بر عهده دارند تا چه اندازه در درونشان این انقلاب اخلاقی و روحی تحقق پیدا کرده...
    • سخنرانی در مسجد جامع نیشابور، تاریخ هفتم دی ماه ۱۳۵۹[۶]
  • «اگر به‌سوی کعبه به نماز بایستیم درحالی که دل‌هایمان، جان‌هایمان، زندگی‌هایمان، مصلحت‌هایمان و سرنوشت‌هایمان از هم جدا باشد، آیا باز هم چنین قبله واحدی می‌تواند شعار اسلام باشد؟ هرگز»[۷]
  • «همسر من و دخترم با روسری و مانتو و جوراب بیرون می‌روند و به‌نظر من این حجاب اسلامی است. نه‌فقط همسر من، همچنین همسر مرحوم آقای محققی و دختر ایشان هم چنین حجابی داشتند. اگر این حجاب غیراسلامی بود، در طول این سال‌های متمادی، از زمان مرحوم آقای بروجردی تا امروز، باید حداقل آقایان مراجع برای ما نوشته باشند که آقا این چه مسلمانی‌ای است، به ایران برگردید؛ بنابراین پاسخ سؤال این است که هم حجاب با چادر، حجاب اسلامی است و هم حجاب با روسری.»[۸]
  • [ادامه] «ما ضدچادر نیستیم، اما پوشاندن مو و گردن و پوشیدن مانتویی که خیلی تنگ و چسبان نباشد هم حجاب اسلامی است، البته لازم نیست خیلی هم گشاد و اُمل‌‏مآب باشد، مانتویی معمولی و عادی و جوراب‌هایی که پا از زیر آن نمایان نباشد، به اضافه اینکه سعی شود صورت بدون آرایش باشد.»[۹]
  • [ادامه] «اینکه می‌گویم سعی شود، چون معمولاً خانم‌ها آرایش می‌کنند و بقایای آرایش ممکن است بماند، وقتی هم صورت‌شان را می‌شویند، دیگر لازم نیست خیلی خودشان را اذیت کنند که پوست صورت یا پوست لب‌ها را به‌کلی پاک کنند. فرق است بین خانمی که در خانه برای شوهرش یا برای جلسه خانم‌ها آرایش کرده، صورتش را هم شسته است و حالا بیرون می‌آید و بقیه آثار آن آرایش هست و خانمی که صبح یک ساعت با خودش ور می‌رود تا به خیابان برود. این دو خیلی با هم تفاوت دارند. این دومی تَبَرّج الجاهلیه (۲۲) و آن اولی، الاّ ماظَهَر مِنها (۲۳) است. امیدوارم که این پاسخ برای این سؤال، کافی باشد.»[۱۰]
  • «به آمریکا بگویید عصبانی باش و از عصبانیت خود بمیر. ملت ما همین است که می‌بینی و می‌شناسی و به آنها باید گفت که هنوز این ملت، ابعاد فراوانِ ناشناخته دارد که خبر نداری.»
    • مرداد ماه ۱۳۵۹ پیش از خنثی شدن کودتای نقاب (معروف به نوژه) در جمع ارتشیان آذرشهر استان آذربایجان شرقی[۱۱]

دربارهٔ اوویرایش

  • «آقای بهشتی اول قرار بود بیاید مسجد امیر، خیابان کارگر ولی بعضی‎ها علیه او تبلیغات کردند و گفتند وهابی است و سنی است و امثال اینها لذا اصلاً تهران امام جماعت نشد .»
  • «بهشتی واقعاً مظلوم بود، قبل از انقلاب آقا موسی صدر آمده بود تهران، در میدان امام حسین کسی ایشان و برادرش حاج آقا رضا را دعوت کرده بود، من را هم دعوت کرده بود، ما رفتیم ناهار خوردیم و بعد رفتیم خانه آقا رضا صدر. آنجا آقاموسی صدرگفت: این چه بلایی است سر بهشتی آورده‌اند؟ آ آقا موسی از تهمت‌هایی که به بهشتی می‌زدند ناراحت بود. اما بهشتی خودش هرگز جواب نمی‌داد.»
  • «در رأس قضاء کشور، یک شخصیت فاضل، روشنفکر، آگاه، مدیر، باتدبیر و از عمق جان معتقد به احکام و قضای اسلام قرار داشت. این چیزی بود که بسیاری از مخالفتها را علیه شهید بهشتی و قوّه قضاییّه در آن روز سازماندهی می‌کرد. امام فرمودند شهید بهشتی مظلوم بود. ما هم یادمان هست که او چقدر مظلوم بود؛ اما این مظلومیت از سوی چه کسانی بر او تحمیل می‌شد؟ از جمله کسانی که باید پاسخ مظلومیت این شهید عزیز را بدهند، اینهایی هستند که حاضر نبودند قضای اسلامی را در جامعه ایران اسلامی تحمّل کنند. اینها مایل بودند که قضاوت کشور، همچنان با الگوهای ناقص، نارسا، کاملاً کهنه شده و منسوخِ غربی ادامه پیدا کند؛ آن هم با همان فسادهایی که قبل از انقلاب چنان در دستگاه قضاء رسوخ کرده بود که شبیه آن را در کمتر جایی می‌شد پیدا کرد. این که بنای قضای اسلامی به دست یک معمار توانا و شجاع و بااراده، آن هم درست بر پایه‌های اسلامی تشکیل و بنیانگذاری شود، برای آنها غیرقابل تحمّل بود. می‌خواستند مسؤولان قضای اسلامی را با هو و جنجال و تهمت زدن از میدان خارج کنند. کسانی که آن زمانها را به یاد دارند، جزئیات را می‌دانند.»
  • «شهادت شخصیتهایی مثل شهید بهشتی، صداقت و حقانیت انقلاب و طرفدارانش را نشان می‌دهد.»
  • «این دولت همچنین خط فکری و سیاسی خود را که اعتدال می‌داند، شهید بهشتی را به عنوان اسوه و نمونه اعتدال می‌شناسد و راه او را خواهد طی کرد...»
  • «شهید بهشتی شخصیتی بود که به عنوان شاگرد حضرت امام (ره) ضمن اینکه قبل از انقلاب در مسیر تحرک برای انقلاب اسلامی گام برمی‌داشت، تدبیرگر و مدبری بود که به فکر ساختار آینده و همچنین مسئولین و کارگزاران آینده بود... مدارسی که در قم در حوزه علمیه و چه در بخش دبیرستان تأسیس کرد، تلاشی در همین مسیر بود و همواره در برابر ناملایمات و اتهامات با صبر و حوصله و تدبیر رفتار می‌کرد و شخصیتی بود که به واقع فراجناحی بود و عمل می‌کرد...»
  • «گرچه بهشتی مؤسس یک حزب بود اما در درون آن حزب هم دو تفکری که در نهایت منجر به اصولگرایی و اصلاح طلبی شد، تحمل می‌کرد و فراجناحی رفتار می‌کرد و حتی برای افرادی که کمی با نظام فاصله داشتند راه را برای حضور و بیان دیدگاه‌ها و نقد آنها آماده می‌کرد ... دولت یازدهم فراجناحی بودن و اعتدال را به عنوان درسی که از شهید بهشتی آموخته، می‌داند و به آن پایبند خواهد بود.»

منابعویرایش