باز کردن منو اصلی

گفتاوردهاویرایش

  • «ماجراجویی‌اش [پارکور] به این است که نمی‌دانی چه اتفاقی قرار است بیفتد. ما باید قبول کنیم هیچ کنترلی روی آینده نداریم. تمام آنچه که می‌توانیم کنترلش کنیم زمان حال است. برای همین در این رشته یادمی‌گیریم از لحظه‌هایمان بیشترین استفاده را ببریم. یادمی‌گیریم که به لحظه فکر کنیم و موفقیت… خود من هیچ‌گاه در هر قدمی که برداشته‌ام، به افتادن فکر نکردم چون معتقدم اگر شما از افتادن می‌ترسید، حتماً می‌افتید!»
  • «این را باید یاد بگیریم که در حال زندگی کردن مهم‌ترین کاری است که می‌شود کرد. چرا که وقتی رو به جلو و آینده فکر کنیم، زمان حال را از دست می‌دهیم. اما وقتی در زمان حال زندگی می‌کنیم، می‌توانیم کارهایی را انجام بدهیم که دیگران نمی‌توانند حتی فکرش را هم بکنند»
  • «به‌طورکلی در دنیای امروز، خلاقیت و خیال‌پردازی از بین رفته… یا بهتر است بگویم که با گذشت زمان و در طول تاریخ فراموش کرده‌ایم مبتکر باشیم. آنقدر بازی‌های کامپیوتری انجام داده‌ایم که بدنمان را از یاد برده‌ایم. فراموش کرده‌ایم که این بازی‌ها را حقیقتی مثل ما ساخته. برای همین است که بچه‌ها به بازی‌های ساکن معتاد شده‌اند، به‌خاطر اینکه در این بازی‌ها رسیدن به هدف خیلی آسان‌تر از واقعیت است.»
  • «خیلی از آدم‌ها هستند که ترجیح می‌دهند به‌جای حرکت بایستند و تماشا کنند. اما من همیشه از بدنم برای حرکت استفاده کردم، تا بجنگم… به‌طور مشخص در برابر بلندی‌های فیزیکی این دنیا.»
  • «پارکور ابزار بسیار قوی‌ای است که می‌تواند زندگی خیلی از انسان‌ها را تغییر بدهد. من آنچه را که در پارکور به دنبالش بودم را پیدا کردم… ارتباط با خدا.»
  • «به‌نظر من اعتمادبه‌نفس چیزی نیست که در طول زمان با تمرین به‌دست بیاید بلکه زمانی به‌دست می‌آید که می‌فهمیم مسیر را درست انتخاب کرده‌ایم.»
  • «من معتقدم که پارکور می‌تواند به مردم کمک کند تا مسایل را پیش از وقوع‌شان حل کنند.»

منابعویرایش