بکتاش آبتین

بکتاش آبتین کارگردان و شاعر ایرانی بود.

گفتاوردویرایش

  • ما چیزی که کم داریم اینه که یه سری آدم واستن مبارزه کنن، واستن حقشونو بخوان، واستن و پایداری کنن. فضیلت مبارزه و ایستادگی حلقهٔ مفقودهٔ معاصر کشور منه. بدین‌ترتیب دوست دارم که همین امروز در جوانی با اقتدار جان شیرینم رو فدا کنم برای آزادی.[۱]
  • همه فشارها برای این بود که من کوتاه بیایم و استعفا بدهم. بارها و بارها و بارها به من گفتند استعفا بده. بارها از شیوه‌های مختلف استفاده کردند که با آنها همکاری کنم، هر نوع تلاشی می‌توانستند به خرج دادند تا من سر جایم بنشینم و خب خوشحالم که سرجایم ننشستم…[۲]
  • مردم ایران دوست دارند که هنرمندانشان قهرمانانشان باشند و دوست ندارند آنها را در ظاهر یک انسان معمولی ببینند. همین امر هنرمندان را وادار می‌کند که با نقاب‌هایی بیرون بیایند و زندگی خصوصی‌شان را پنهان کنند.[۳]
  • من برای هیچ چیز رسالت قائل نیستم؛ چون تعهد به قرار گرفتن در این قالب، مستلزم رسیدن به یک ایدئولوژی است و اگر به آن وفادار نباشیم، باید آن را منهدم کنیم.[۴]

منابعویرایش