باز کردن منو اصلی

بهرام میرزا صفوی با لقب ظهیرالدین (۱۵۱۷، مراغه - ۲۱ اکتبر ۱۵۴۹، مشهد) شاهزادهٔ صفوی و نظامی، ادیب و شاعر ایرانی؛ فرزند اسماعیل یکم و برادر طهماسب یکم بود.[۱]

گفتاوردهاویرایش

ساقی ز رطل عشرت پُر ساز جام جم را      باشد زمانی از دل بیرون کنیم غم را
خاک ره تو گشتیم از شوق پای بوست      آه ار دریغ داری از راه ما قدم را
بر من گذشت از حدِّ جور تو ای ستمگر      بر جور دیدهٔ خود از حدی مبر ستم را
دل در خم دو زلف بی‌تاب نا نگردد      بر یکدیگر مده تاب آن زلف خم به خم را
بهرام چو ببردی سوی دهان او راه      بهتر که پیش گیری زین پس ره عدم را[۱]
***
ای شاه زمین دور زمان بی‌تو مباد      در دهر ز من نام و نشان بی‌تو مباد
مقصود جهان تویی جهان بی‌تو مباد      آسایش جان ز توست جای بی‌تو مباد[۱]
***
افسوس که در خیال و خوابیم همه       سرگشتهٔ راه ناصوابیم همه
در پردهٔ ظلمت حجابیم همه      از شوی نفس در عذابیم همه[۱]
***

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ دیهیم، محمد. تذکرهٔ شعرای آذربایجان. ج. اول. تبریز: آذربادگان، آبان ۱۳۶۷. ص۳۰. 
بهرام درین سراچهٔ پر شر و شور      تا کی به حیات خویش مغرور
کرده‌ست در این بادیه صیاد اجل      در هر قدمی هزار بهرام به گور[۱]