باز کردن منو اصلی

اریش ماریا رمارک

رمان‌نویس آلمانی

گفتاوردهاویرایش

طاق نصرتویرایش

  • «هیچ چیز آن قدرها ارزش ندارد که آدم آن را تا این اندازه جدی بگیرد.»[۱]
  • «آدم هیچ وقت مقاوم نمی‌شود فقط به بعضی چیزها عادت می‌کند.»
  • «هیچ مرضی به اندازه قدرت طلبی مسری نیست.»
  • «و هیچ چیز به اندازه قدرت آدم‌ها را عوض نمی‌کند.»
  • «تا زمانی که امکانی وجود دارد آدم باید دست به هر تلاشی بزند اما موقعی که دیگر کاری از دستش ساخته نیست باید همه چیز را فراموش کند.»
  • «انتظار چیزی را داشتن و دانستن آن دو چیز متفاوت است.»

وقتی برای زندگی و وقتی برای مرگویرایش

  • «دلم می‌خواست می‌خوابیدم و توی دوران دیگری بیدار می‌شدم.»[۲]
  • «به نظر می‌آمد که کارمند از استدلال منطقی اش به خود می‌بالد ولی عقل و منطق را نمی‌شد با فقدان و درد جمع کرد.»
  • «موقعیتی را که آدم نمی‌تواند حفظ کند باید رها کند. این را آدم به عنوان سرباز می‌آموزد.»
  • «وقتی آدم یک نفر را دوست دارد ترس‌های جدیدی پیدا می‌شوند که قبل از آن آدم از آنها بی‌خبر بوده…»
  • «چه قدر جدا شدن از چیزی که تا دیروز آدم خیال می‌کرد تا ابد نمی‌تواند از آن جدا شود آسان است.»

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. اریش ماریا رمارک، طاق نصرت، ترجمهٔ پرویز شهدی، انتشارات دشتستان، ۱۳۸۱.
  2. اریش ماریا رمارک، وقتی برای زندگی و وقتی برای مرگ، ترجمهٔ شریف لنکرانی، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۹۰.