باز کردن منو اصلی

ادبیّاتِ فارسی از کهن‌ترین ادبیّات‌های جهان است.

گفتاوردهاویرایش

  • «جهانی شدن یا نشدن ارتباطی با تعداد نویسنده‌ها ندارد. البته وجود نویسنده‌های بیشتر یعنی تلاش بیشتر برای رسیدن به الگوهای بین‌المللی. وقتی ادبیات داستانی ما هنوز ایرانی نیست چطور می‌تواند جهانی بشود؟ هنوز ایرانی نیست به این دلیل که مخاطب ایرانی را نمی‌تواند راضی کند و خب بحث تکراری شمارگان مؤید این حرف است.»[۱]
  • «از نظر داستان کوتاه ما از هیچ کجا کم نداریم. من حداقل بیش از صد داستان کوتاه خوب می‌توانم نام ببرم، ولی در رمان به دلیل اینکه در جامعه ما ادبیات حرفه‌ای وجود ندارد، یعنی نویسنده حرفه‌ای وجود ندارد که همه هم و غم خود را از طریق ادبیات ادامه بدهد و معاش خود را از طریق ادبیات انجام دهد.»
  • «ما در واقع در وضعیتی هستیم که از انقلاب مشروطه به این سو با مظاهر جهان مدرن آشنا و روبرو شدیم و چه بخواهیم، چه نخواهیم جزو این وضعیت هستیم و طبیعتاً ادبیات داستانی هم تحت تأثیر جنبه‌های مدرن زندگی امروز قرار می‌گیرد و ناگزیر هستیم که نگاه‌مان را به روی دنیای آینده باز کنیم و جنبه‌های مدرن زندگی را بیشتر درک کنیم. ادبیات هم یکی از این راه است.»
  • «ادبیات راستین الفبایش را از ادبیات گذشته گرفته و ما آن را ادامه می‌دهیم. البته ما باید حرف زمان خود را بزنیم. امروز واژگان، زبان، نگاه و چیزهایی که دل ما را به درد می‌آورد، فرق کرده است؛ اما ریشه همه این‌ها در گذشته است.»
  • «ما در دورانی زندگی می‌کنیم که از جان‌مان برای نوشتن مایه می‌گذاریم و با آثارمان زندگی می‌کنیم؛ پس این آثار در ادبیات آینده بسیار تأثیرگذار خواهند بود.»

منابعویرایش