باز کردن منو اصلی

آندره الکسیس (به انگلیسی: André Alexis) (زادهٔ ۱۵ ژانویهٔ ۱۹۵۷) نویسنده کانادایی است.

گفتاوردهاویرایش

پانزده سگویرایش

  • «هرمس گفت: دارم فکر می‌کنم چی می‌شد اگه حیوان‌ها، هوش آدم‌ها رو داشتن؟ آپولو جواب داد: و من فکر می‌کنم که آیا اون موقع، اون‌ها هم به ناراحتی آدم‌ها بودن؟ بعضی از آدم‌ها ناراحتند. بعضی هاشون هم نیستن. هوش براشون نعمت پر زحمتی بود. آپولو گفت: حاضرم سر یک سال بندگی شرط ببندم که اگر حیوان‌ها اصلاً هر حیوانی که انتخاب کنی هوش آدم‌ها رو داشته باشند، حتی از آن‌ها هم ناراحت تر می‌شوند.»[۱]
  • «بیشتر سگ‌ها در سکون نشستند، شکی نبود که درگیر درک منظور شازده بودند؛ ولی این همه مکس زیاده از حد بود. موضوع فقط این نبود که شازده داشت زبان واضح و شریف شان را پیچ می‌داد، مسئله این بود که شازده ورای سگ بودن رفته بود. هیچ سگ واقعی‌ای نمی‌توانست چنین مهملاتی را به زبان بیاورد. شازده لیاقت این را نداشت که یکی از آن‌ها باشد.»
  • «در دفاع از طبیعت راستین شان، کسی باید کاری می‌کرد. مکس می‌توانست حس کند که احساس فریک و فرک هم مثل خودش است، اما می‌خواست اولین کسی باشد که شازده را گاز می‌گیرد و بر او مسلط می‌شود یا او را وادار به تبعید می‌کند. بدون اینکه خرخر قابل توجهی کند، رو به او چرخید. شازده کاملاً در تیررسش بود.»

منابعویرایش

ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ
  1. آندره الکسیس، پانزده سگ، ترجمهٔ سید میثم فدایی، انتشارات نفیر، ۱۳۹۵.